40 فکر سمی – قسمت نهم

40 فکر سمی
0

40 فکر سمی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

زمان پیشنهادی مطالعه: 6 دقیقه

 

40 فکر سمی

 

فکر سمی شماره ۱۲ :

تا حدودی، به هر چه که بخواهی میرسی.

+ نمونه:

پدر و برادر باب، هر دو ورزشکاران برجسته ای بودند.

آن ها به او می گفتند که اگر واقعا می‌خواهی به چیزی برسی، فقط باید تصمیم بگیری که آن را به دست بیاوری و برایش تلاش کنی.

در حالی که پدر و برادر باب، مردان عضلانی و بلند قامتی بودند، باب اندام لاغر و نا موزونی داشت و استخوان بندی درشتی نداشت.

شرایط پدر و برادر باب، برایش تحسین‌ برانگیز بود و دوست داشت که مانند آن ها باشد.

اما هرچه تلاش می کرد نمی توانست، چرا که توانایی چنین چیزی را نداشت.

او بر اساس شرایط بدنی اش، نمی توانست چیزی بیشتر از یک اندام متوسط و چیزی بیشتر از یک توانایی ورزشی معین را، در خود رشد دهد.

اما همچنان پدرش تاکید می‌کرد که تو به اندازه ی کافی تلاش نمیکنی!

+ تحلیل

آیا هر کسی که بخواهد، می‌تواند بسکتبالیست حرفه ای شود؟

آیا همه میتوانند نویسنده ای بزرگ شوند؟

آیا همه می توانند صدای عالی، دید عالی، یا مهارت دستی فوق‌ العاده‌ای داشته باشند؟

شاید بتوان گفت که این فکر سمی، باوری نادرست است که به صورت دروغی بزرگ، در جامعه وجود دارد.

در واقع، ما محدودیت‌ هایی داریم که به ما اجازه نمی‌دهند، هر چیزی را که میخواهیم، به دست آوریم.

 

اهداف غیرممکن

 

موانعی که پیش روی ماست، ممکن است شخصی باشند.

مانند محدودیت‌ های جسمانی، ذهنی و هیجانی.

همچنین ممکن است حوادث محیطی، رشد مهارت در هر حیطه ای را متوقف و از تلاش‌ های انسانی جلوگیری کرده باشد.

با وجود قوانین و باور هایی که درباره ی حقوق افراد وجود دارند، تبعیض نامعقول، موانعی واقعی برای موفقیت در حیطه‌ های زیادی ایجاد کرده است.

تبعیض ها و موانع اجتماعی، اقتصادی، قومی، مذهبی، جنسیتی، سنی یا نژادی.

* سعی کردن برای ممکن ساخت امور غیر ممکن، برای خود فرد و دیگران، آسیب زا است و اتلاف وقت به دنبال دارد.

با وجود این حقیقت، هنوز افراد زیادی هستند که به دنبال اهدافی میروند که توانایی لازم برای رسیدن به آن ها را ندارد.

برخی از آن ها، مانند بسیاری از مراجعان، فرزندان خانواده هایی هستند که به اصرار پدر و مادرشان، به رشته‌های تحصیلی مشخصی رفته اند که هیچگونه علاقه، پیشرفت و موفقیتی در آن ندارند.

این در حالی است که این افراد می توانند در رشته های دیگری، پیشرفت چشم گیری داشته باشند و به دنبال استعداد های خودشان بروند.

 

استعداد

 

ما اغلب داستان هایی درباره ی افرادی می شنویم که به جایی رسیده اند که زمینه اش را نداشته اند.

مانند پسر لاغر و استخوانی که بسیار خجالتی بود اما بدنساز مشهوری شد و در رقابت‌ های جهانی، کاپ قهرمانی گرفت.

یا دانش آموز اخراجی از دبیرستان هنر، که  نقاش مشهور و موفقی شد.

درست است که ما کمتر درباره ی میلیون ها انسانی می‌شنویم که اهدافی بالا تر از توانشان در نظر گرفتند و ناکام شدند، اما در واقع این گروه از افراد، حقیقت اکثریتی دنیا را نشان میدهند.

و گروه اولی که مثال زدیم، فقط استثناء هستند.

فردی میگفت: اگر یک در یک میلیون، شانس داشته باشم، به دنبالش می روم!

ما پرسیدیم که آیا همیشه بلیت بخت‌ آزمایی می‌خرد؟

او گفت: بله، بدون شک میخرم!

پرسدیم آیا تا حالا چیزی برنده شده است؟

گفت: نه هنوز!

باید بگوییم که این ذهنیت، تاسف آور است و در واقع، این ذهنیت اشتباه، اشخاص فقیر زیادی را ترغیب به سرمایه‌گذاری روی بلیط بخت آزمایی می کند، که به سختی از عهده ی پول خریدش برمی‌آیند.

اگر می‌خواهید اهداف واقع بینانه ای را مشخص کنید، ابتدا نقاط قوت و ضعف، توانایی و محدودیت هایتان را به شکل صادقانه ای پیدا کنید.

حتی اگر این کار سختی برای شماست، می توانید از آزمون استعداد رسمی استفاده کنید.

 

استعداد

 

سنجش های واقع‌ بینانه، چه به صورت راهنمایی شغلی رسمی و چه به صورت خودسنجی غیر رسمی، می‌تواند به انسان کمک کند که از تلاش برای دستیابی به چیزی یا کسی که نمی‌تواند باشد، اجتناب کند.

در این صورت، فرد می تواند ظرفیت هایش را، بدون تلاش بی حاصل برای رسیدن به موارد غیر ممکن، افزایش دهد.

نباید خودمان را درباره ی چیزی که نمی توانیم باشیم، فریب بدهیم و احساس ناکامی و تحقیر را تجربه کنیم.

اگر اهدافی را که در دسترس ما هستند دنبال کنیم، خیلی بیشتر موفق می‌شویم.

اگر بعد از سنجش علایق، توانایی ها و اهداف تان، هنوز باور دارید که می توانید تا حدودی به هر جایی که می خواهید برسید، در واقع شاید نتوانسته اید ارزیابی صادقانه ای از خودتان داشته باشید!

 

40 فکر سمی

 

به طور جدی، به دنبال کسب اطلاعات، از منابع بیرونی باشید.

روانشناسان و درمانگران، اغلب این نقش را به خوبی ایفا می‌کنند، زمانی که مراجعانشان، لقمه ای بزرگتر از دهانشان برمی‌دارند.

اگر هدفی در دسترس شما است، به هر شکلی دنبالش کنید.

اما اگر تلاش خیلی زیادی را می‌طلبید، بهتر است دوباره فکر کنید و موقعیت را بسنجید.

سعی نکنید سنگ گرانیت را، با زدن بر سر خودتان، بشکنید!

به خاطر داشته باشید که می‌توانید دنده را عوض کنید.

اگر برنامه‌های شما، کارایی لازم را ندارند و احساس خستگی،  نا امیدی و ناکامی می کنید، وقت آن رسیده که راه دیگری را امتحان کنید و در جهت دیگری حرکت کنید.

این را بدانید که ممکن است باز هم موفق نشوید.

ممکن است با تغییر مسیر، باز هم عدم موفقیت را تجربه کنید ولی مهم این است که ناکام نشوید.

 

تلاش

 

* انسان، در مسیر چالش ها، در نتیجه ی به چالش کشیده شدن ها و دنبال کردن شور و هیجاناتش، رشد خواهد کرد!

+ پادزهر ها

تلقین های اصلاحی:

شناخت و پذیرش محدودیت‌ هایمان، نشانه ی ضعف ما نیست، بلکه نشانه ی هوشمندی ماست.

رویا ها و اهداف غیر ممکن، اغلب به کابوس های دائمی تبدیل می‌شوند.

افرادی که اهدافی بالاتر از توانایی شان دارند، معمولا به هیچ یک از آن ها نمیرسند.

من صادقانه توانایی هایم را سنجش می‌کنم، اگر هدفی در دسترسم باشد، آن را دنبال می‌کنم.

خودم را با تلاش جهت ناممکن ها، نمیکشم و از پا نمی اندازم.

آگاهی در مورد آنچه نمی‌توانم انجام دهم، به اندازه ی آگاهی از آنچه می توانم انجام دهم، مهم است.

باور مثبت مخالف این باور:

اگر اهداف واقع‌ بینانه را در نظر بگیری و برای رسیدن به آن ها تلاش کنی، موفق میشوی.

ادامه دارد…

چهل فکر سمی

 

منبع: کتاب 40 فکر سمی

دکتر آرنولد لازاروس – دکتر کیلفورد لازاروس – دکتر آلن فی

گردآورنده: نوشین آقاخانی

 

مطالب مرتبط:

40 فکر سمی – قسمت اول

خودت را تباه نکن

انتخاب سرنوشت ساز من

مهارت های زندگی شاد

با ما همراه باشید:

کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

10

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!