40 فکر سمی – قسمت دوم

چهل فکر سمی
1+

چهل فکر سمی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

زمان پیشنهادی مطالعه: 7 دقیقه

 

چهل فکر سمی

 

❎ فکر سمی شماره دو :

برای تو بهتر است که دیگران را کنترل کنی!

نمونه:

“کای” ، از بچگی همیشه رئیس گونه رفتار می‌کرد.

او میدانست که محبوب نیست اما متوجه نبود که چقدر دیگران از رفتار های کنترل کننده اش ناراحت می شوند.

کای برای ازدواج هم، مرد نسبتا منفعلی انتخاب کرد.

تا بتواند با دستور های مداوم، او را توی مشتش داشته باشد و همیشه به او بگوید، چه کار بکند و چه کار نکند!

بعد از دوسال، شوهرش او را ترک کرد.

اولین واکنش کای این بود:

به آشنایانشان گفت که اگر کوچکترین تماسی با او داشته باشید، دیگر نمی خواهم شما را ببینم و باید بین من و اون یکی را انتخاب کنید.

+ تحلیل:

قاعدتاً کسی دوست ندارد به او گفته شود، چه کاری انجام دهد.

افرادی مانند کای، در حفظ ارتباطاتشان دچار مشکل میشوند.

زن یا مردی که سعی می کند برای همسرش نقش رئیس را بازی کند، خصومت و آزردگی بوجود می آورد.

حتی کارفرمایانی که خود رای و زورگو هستند، از طرفی کارمندان خوبشان را از دست می‌دهند و کارمندانی که باقی می مانند هم، روش هایی برای تخریب رئیس دیکتاتورشان پیدا میکنند.

 

کنترل

 

افرادی که سعی در زیر سلطه گرفتن دوستانشان دارند، معمولا دشمن تراشی می کنند.

مشاوران در فرایند درمان، زوج هایی مثل کای و همسرش را میبینند که همسری سعی می کند مدیریت امور را در اختیار بگیرد و هیچ کدامشان خوشحال و راضی نیستند.

هر انسانی منحصر به فرد است و حق دارد طبق خواسته ها و امیال خودش زندگی کند.

البته، منطقی است که کسی را از آسیب زدن به خود و دیگران باز داریم، ولی به حالت به جا و به دور از دخالت.

قدیمی ها توصیه می کردند که:

زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند.

به این معنا که افراد، تا حد امکان کمتر در کار همدیگر مداخله کنند.

اگر این چنین عمل شود، تعادل وارد زندگی اشخاص می‌شود.

اشخاصی که سرشان توی لاک خودشان نیست، در زندگی دیگران دخالت می کنند و دوست دارند دیگران را تحت سلطه قرار دهند، اغلب مضطرب هستند و در حالت تزلزل ناامنی قرار دارند.

* اگر میخواهید همراه دیگران باشید و دوست داشتنی و قابل پذیرش و قابل احترام باشید، تلاش برای کنترل دیگران را کنار بگذارید‌.

ناگفته نماند که موقعیت هایی در زندگی وجود دارند که لازم است رئیس و مرئوس مشخص باشند.

موقعیت های اضطراری، به رهبری قوی احتیاج دارند و در موقعیت های کاری، به طور کلی یک ناظر احتیاج است.

در بیشتر شرایط زندگی، بخصوص روابط دوستانه و صمیمانه، “احترام متقابل” سودمند تر است.

 

چهل فکر سمی

 

+ پادزهر ها

تلقین های اصلاحی:

درخواست کردن بهتر از مطالبه کردن است.

زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند.

دیگران دوست ندارند به آن ها گفته شود که چه کار بکنند و چه کار نکنند و چطور زندگی کنند.

همه ی ما باید بعضی از چیز ها را بپذیریم، حتی اگر از آن ها خوشمان نمی‌آید.

به جای کنترل کردن دیگران، بهتر است با آن ها همکاری کنیم.

همه ی انسان ها حق دارند طبق خواسته ی خودشان زندگی کنند.

من نمی‌توانم برای دیگران تعیین تکلیف کنم که چطور رفتار کنند.

باور مثبت مخالف این باور:

اگر سعی نکنی دیگران را کنترل کنی، بهتر می‌توانی با آن ها همراه شوی.

❎ فکر سمی شماره سه:

برون ریزی خشم، روش سالمی است!

 

خشم

 

نمونه: ملوین، اغلب اوقات کنترلش را از دست میداد.

خلق و خوی تند و خشم زیادش موجب شده بود که چند شغل خوب را از دست بدهد.

دو ازدواجش به طلاق تلخی انجامید و ارتباطات زیادی را از دست داده بود.

او می گفت: من اهمیتی به این موضوع نمیدهم.

چون نمیخواهم احساساتم را در درونم نگه دارم و هیجان هایم را توی خودم بریزم، چراکه خواهرم چنین اخلاقی دارد و دچار سردرد های میگرنی شدیدی است.

من ترجیح می‌دهم سالم و سرزنده باشم و هیچ دوستی نداشته باشم، تا اینکه خشم و عصبانیتم را بروز ندهم، بمیرم و تشییع جنازه ی باشکوهی برایم بگیرند و بگویند عجب آدم دوست داشتنی و خوبی بود!

+ تحلیل:

خیلی از افراد جامعه مانند ملوین، فکر میکنند که اگر عصبانی باشند ولی خشم شان را خالی نکنند، آنقدر فشار های هیجانی به آن ها وارد می‌شود که موجب از هم گسستن رگ های خونی شان میشود.

آن ها خیال می‌کنند که از دست دادن کنترل، روشی سالم برای ابراز خشم است.

 

خشم

 

در واقع انکار یا سرکوب احساسات، یا حتی لبخند زدن، وقتی که انسان آزرده و عصبانی است، ناسالم است.

متخصصان توصیه می کنند که خشمتان را بروز دهید و آن را سرکوب نکنید و بهتر است که خشم خود را بیرون بریزید.

اما واقعا بهترین راه برای ابراز این احساسات چیست؟؟؟

آیا برای برون ریزی این احساس، بالا بردن صدا، روی میز کوبیدن، مشت ها را گره زدن، پاها را به زمین کوبیدن و خشم افراطی درست است؟؟؟

آیا حتما باید با دیگران با داد و فریاد صحبت کرد و آیا این داد و فریاد، موقعیت بهتری را ایجاد می کنند؟؟؟

مشخص است که جواب همه ی این سوالات “نه” است.

افرادی که اینگونه عمل می کنند، پرخاشگر شناخته میشوند.

آن ها نمیدانند چطور باید احساساتشان را به آرامی بیان کنند.

عصبانی و خشمگین شدن و فقدان کنترل، شاید فقط بتواند احساس آسودگی “موقت” به فرد بدهد، اما بعد از این احساس موقت، ممکن است فرد به حالت آشفتگی و ناراحتی قبل از انفجارش برگردد.

 

کنترل

 

گروه دیگری از افراد هستند که در مواجهه با ناراحتی های جزئی، به جای عصبانی شدن، قاطعانه برخورد می کنند.

آن ها در برابر توقعات نامعقول، مقاومت می‌کنند و آنچه را که می‌خواهند، درخواست می کنند.

بدون اینکه خشمگین شوند یا دیگران را تحقیر کنند، موضعشان را محکم و جدی و بدون خشم افراطی بیان می‌کنند.

آن ها خشم و دیگر حالات هیجانی خود را، جدی، مستقیم و معقول بیان می‌کنند.

 صحبت های مستقیم و صریح، از نقد های تند و هیجانی، خیلی موثر تر است.

+ پادزهر ها

تلقین های اصلاحی:

خشم خوب است اما بهتر است با قاطعیت ابراز شود نه با پرخاشگری.

از دست دادن کنترل، به نفع انسان نیست.

اگر جای او بودم، دلم میخواست چطور عصبانیت نسبت به من ابراز شود؟

تنها افکار خودم است که می تواند مرا عصبانی کند.

باور مثبت مخالف این باور:

برون ریزی به حالت خشم ، نوعی خود ویرانگری است.

ابراز هیجانات به طور قاطعانه، روشی سالم است.

ادامه دارد…

چهل فکر سمی

 

منبع: کتاب 40 فکر سمی

 

دکتر آرنولد لازاروس – دکتر کیلفورد لازاروس – دکتر آلن فی

 

گردآورنده: نوشین آقاخانی

مطالب مرتبط:

40 فکر سمی – قسمت اول

مهارت های زندگی شاد

انتخاب سرنوشت ساز من

خودت را تباه نکن

با ما همراه باشید:

کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

12

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!