40 فکر سمی – قسمت اول

چهل فکر سمی
3+

چهل فکر سمی

حتی یک لحظه هم این افکار را باور نکن!

زمان پیشنهادی مطالعه: 7 دقیقه

 

چهل فکر سمی

 

در روز مادر، سال ۱۹۹۳، مقاله ی جالبی درباره ی توصیه های مادران، در لوس آنجلس تایمز چاپ شد که بچه‌های دیروز و بزرگسالان امروز، آن ها را به یاد می آورند.

این نصیحت ها، شامل مواردی این چنینی بود:

– هرگز لقمه ی بزرگتر از دهانت برندار!

– ساکت و دست به سینه بنشین!

– هرگز با یک موسیقیدان ازدواج نکن!

چنین توصیه هایی، نسل به نسل از مادران به فرزندان انتقال داده شده است، اما این به معنای درست بودن آن ها نیست!

اگر سفر، از مسیر اشتباهی شروع شود، گم شدن به دنبال خواهد داشت.

این مساله، در مورد “سفر زندگی” هم به همین شکل است.

اطراف انسان، باور های نادرست و اطلاعات بی معنای زیادی وجود دارند که نقشه ای ناقص برای پیمودن مسیر به دستش می دهند.

در نتیجه، انسان را در مسیر هایی که به ناکجاآباد منتهی می شود، قرار میدهند.

اغلب ما، در الگو هایی گرفتار می‌شویم که در ما تنش، افسردگی، گناه، عصبانیت و اضطراب ایجاد می کند.

در ادامه ی این بحث، چهل فکر سمی بیان می شود که در بین مراجعین، شایع تر بوده است.

عقاید اشتباه، افکار سمی و باور های نادرستی که باعث میشوند اشخاصی که از آن ها پیروی می کنند، بی‌جهت، از آشفتگی هیجانی و مشکلات وسیع روانشناختی رنج ببرند.

 

افکار منفی

 

فکر سمی‌ شماره ی ۱ :

تفریح و سرگرمی، وقت تلف کردن است!

نمونه: هری، پروفسوری ۵۰ ساله، طبق عادت، هر هفته صد ساعت یا بیشتر کار میکرد.

برای او، دید و بازدید، دیدن فیلم، کنسرت، بازی، تعطیلات، سرگرمی و دیگر فعالیت‌ های تفریحی، وقت تلف کردن بود!

او عقیده داشت که به جای اینکه وقت ارزشمندم را بیهوده هدر دهم، می‌توانم مجله بخوانم، مقاله بنویسم، آزمایش کنم یا کار های ارزشمند دیگری انجام دهم.

تنها فعالیت آرام‌بخشی که انجام می‌داد، خواندن روزنامه بود!

هیچ کس، از جمله خود هری، او را فرد خوشحالی نمیدید یا نمیگفت که از زندگی اش لذت می برد.

همچنین، علی رغمِ زمان و تلاشی که صرف کارش می‌کرد، توجه کمی به او می‌شد و اغلب، ترفیع او نادیده گرفته میشد.

+ تحلیل:

با وجود اینکه افراد کمی مثل هری، دیدگاهی به این حد افراطی دارند اما اشخاص زیادی هستند که از پا در می آیند، تحت فشار روانی قرار می گیرند و دچار خستگی مفرط می شوند، به این دلیل که بیشتر از حد توانشان کار می کنند!

آن ها خیال می‌کنند با ۲۴ ساعت کار کردن، می‌توانند پیشرفت خیلی زیادی داشته باشند.

این اشخاص فکر میکنند که هدف زندگی، سخت کار کردن، اتمام کار، پیروز شدن، پیش رفتن، رقابت و موفقیت به هر قیمتی است.

آن ها خودشان را اشخاص مفیدی می‌دانند.

 

کار و تفریح

 

اما برخی از این افراد مفید و پربازده مانند هری، پا را از این فراتر می گذارند.

وقت تلف کردن را گناه می‌دانند‌ و تا حدودی، هر شکلی از تفریح و سرگرمی را، با تنبلی، راحت‌ طلبی، سستی و بی فایده بودن، یکسان می‌دانند.

برای آن ها، تفریح و سرگرمی بی حاصل است.

این افراد، تأثیر سودمندی را که تفریح و سرگرمی می تواند داشته باشد، دست کم می‌گیرند.

در طول روز کاری، برای به دست آوردن تمرکز و هشیاری، به خودشان استراحت نمیدهند.

چنین افرادی علاوه بر اینکه فکر میکنند تفریح بی فایده است، معتقدند که این مسئله، توجهشان را از هدف نهایی کارشان که رسیدن به امنیت مالی و شرایط شغلی خوب است، منحرف می‌کند.
درست است که پس انداز کردن برای سال های طلایی بازنشستگی، عملی عاقلانه و صحیح است، اما به تعویق انداختن رضایت و خوشحالی هم ممکن است مشکلات مهمی به دنبال داشته باشد.

مثلا برخی از مردم، قبل از بازنشستگی شان، می میرند!

بعضی از آن ها آنقدر مریض می‌شوند که نمی‌توانند از حاصل سال‌ها دسترنج خود لذت ببرند…

بیشتر بازنشسته ها، خیلی از زندگی لذت نمی‌برند، چون نمیدانند چطور باید از زندگی لذت ببرند!

آنقدر در تمام طول زندگی اوقات فراغت نداشته اند و فعالیت‌ های تفریحی را رشد نداده اند، که در خودشان علاقه و شور و هیجانی را که ارزش دنبال کردن داشته باشد، نمی یابند.

چون کار و تفریح، برای زندگی سالم ضروری هستند، باید تعادلی بین آن ها برقرار شود.

 

افکار منفی

 

اگر از زیاد کار کردن لذت می برید، زیاد کار کنید، اما مطمئن شوید که برای جلوگیری از فشار روانی و تحلیل رفتن، زمان کافی ای را برای احیا و تجدید قوای خودتان “هدر می‌دهید” !

تفریح کردن شما را سرحال و بشاش می کند و به شما توانایی میدهد تا هرآنچه را که انجامش برایتان ضروری است، به خوبی انجام دهید.

بیشتر مطالعات روانشناختی، نشان داده اند که “تمرین فاصله دار” مانند فعالیت‌ های تفریحی همراه با کار ، کیفیت و بازدهی کار را افزایش می‌دهند.

شخصی که به مدت ۸ ساعت بی‌ وقفه کار کند، به طور معمول، کمتر از کسی که هر یک ساعت، وقفه ای ۱۰ دقیقه ای به کارش میدهد، بازدهی دارد.

کار مستمر و بدون استراحت، کارایی را تضعیف می کند.

وقتی برای استراحت، وقفه ای در کار ایجاد می کنید، مهم است که خودتان را درگیر فعالیتی کنید که با کارتان، متفاوت باشد.

 

چهل فکر سمی

 

مثلا اگر کار و شغل شما، نوشتن مقاله است، قدم زدن یا تلفن کردن به یک دوست، خیلی موثر تر و بهتر از روزنامه خواندن برای استراحت است.

به یاد داشته باشید، اگر تفریح و سرگرمی را وارد زندگی روزانه تان نکنید، ممکن است کار بیشتر و دستاورد کمتری داشته باشید.

+ پادزهر ها

تلقین های اصلاحی:

– اشخاص برای شارژ شدن باتری های شان به تفریح نیاز دارند.

– من شایسته ی داشتن تفریح و سرگرمی در زندگی ام هستم.

– مداوم‌ کار کردن و تفریح نداشتن، برای هیچ کس خوب نیست.

– کار زیاد، ممکن است بازدهی کمتری داشته باشد.

– بهتر است برای زندگی کار کنیم نه اینکه برای کار زندگی کنیم.

– اگر در زندگی ام تفریح داشته باشم، نتایج بیشتری به دست می آورم.

– تفریح و سرگرمی، وقت تلف کردن نیست.

– اگر از امروز لذت نبرم، شاید فردا خیلی دیر باشد.

 

کار و تفریح

 

باور‌ مثبت مخالف این باور:

استراحت، تفریح و سرگرمی، از نیاز های اولیه ی مهم هستند.

ادامه دارد…

چهل فکر سمی

 

منبع: کتاب 40 فکر سمی

 

دکتر آرنولد لازاروس – دکتر کیلفورد لازاروس – دکتر آلن فی

 

گردآورنده: نوشین آقاخانی

مطالب مرتبط:

خودت را تباه نکن

مهارت های لازم برای زندگی سالم تر

مهارت های زندگی شاد

انتخاب سرنوشت ساز من

غنیمت خود را دریابید

با ما همراه باشید:

کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

نظرات

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!