کل کل های زن و شوهری داستان چهارم

کل کل های زن و شوهری داستان چهارم
7+

کل کل های زن و شوهری داستان چهارم

زمان پیشنهادی مطالعه مقاله: 10 دقیقه

زن از خرید روزانه به خانه بر میگردد و می بیند مرد هنوز در رختخواب خوابیده است.
با دلخوری صدایش را بلند می کند:
” ساعت یازده ست چرا نرفتی سر کار؟”
صدای مرد از زیر پتو به گوش میرسد:”حوصله ندارم.”
زن به طرف مرد می رود و پتو رو از روی سرش کنار می زند:
“اگه اینطور ادامه بدی کارت رو از دست میدی. توی این هفته چند روز غیبت داشتی.”
مرد سعی می کند پتو را دوباره روی سرش بکشد:
“ولم کن! دیشب تا صبح بیدار بودم. خسته ام.”
زن: “می دونی چرا؟ چون دیروز تا عصر گرفتی خوابیدی! روز می خوابی شب خوابت نمی بره.”
مرد:”من که خواب نبودم. تمام روز داشتم فکر میکردم.”
کل کل های زن و شوهری داستان چهارم
زن:”فکرای بیخودی.”
مرد:”به این فکر میکردم که دیگه به درد هیچ کاری نمی خوردم.”
زن:”خیلی آدم ضعیفی هستی! مردم چند بار ورشکست می شن، همه سرمایه شون رو از دست میدن اما دوباره شروع می کنن.
اونوقت تو با یک ضرر کوچیک این طور خودت رو باختی؟”
مرد:”من با بقیه فرق می کنم. کلا توی هیچ کاری نمی تونم موفق باشم. به هیچ دردی نمی خورم.”
زن:”کی این رو بهت گفته؟”
مرد سرش را از زیر پتو بیرون می آورد:
“از نگاه های همکارام می فهمم که دیگه به من اعتماد ندارن.”
زن با ناراحتی می گوید:
“هر روز داری حرفهای ناامیدکننده می زنی. اگه همینطور ادامه بدی من از دستت خسته میشم.”
مرد باز پتو را روی سرش می کشد:”کاش می مردم!”
زن با خشم از اتاق بیرون میرود:
“کاش من هم می مردم و از این همه بی عرضگی تو راحت می شدم.”
تحلیل چهارم:
در داستانی که خواندید؛ علائم افسردگی در مرد مانند بی نظمی در خواب؛ بی حوصلگی و اهمیت ندادن به کار دیده می شود و قطعا به اختلال روانی وی اشاره دارد.
 افسردگی از متداول ترین اختلالات روانی است که امروز سازمان بهداشت جهانی، آن را جزء یکی از چهار بیماری ناتوان کننده در جهان می شناسد.
برخی از علائم شایع افسردگی عبارتست از:
 ناتوانی در تمرکز حواس و تصمیم گیری؛ بی توجهی و بی علاقگی به موضوعات اطراف، بدبینی؛ احساس بی ارزشی و بی هدف بودن؛ اختلالات خواب، بی اشتهایی یا پراشتهایی.
افسردگی دلایل مختلف محیطی و بیوشیمیایی دارد.
 کمبود ریزمغذی های و اسیدآمینه خود باعث عدم تعادل شیمیایی می شوند.
افسردگی موجب می شود ما احساس ناامیدی و درماندگی کنیم.
 احساس کنیم قادر به انجام هیچ کاری نیستیم و این خود باعث می شود احساس بدی به خود داشته باشیم.
وقتی مرد می گوید:
“من با بقیه فرق می کنم چون کلا توی هیچ کاری نمی توانم موفق باشم و به هیچ دردی نمی خورم.”
بهتر است زن به جای شکوه و شکایت؛ با مرد همدلی کند.
 او می تواند برای بهبود همسرش او را تشویق به ورزش و فعالیت فیزیکی بیشتر کند.
در تنظیم خواب و تهیه برنامه ی صحیح غذایی، همراهی خوبی با او داشته باشد.
 در کنار روان درمانی و در بعضی موارد دارو درمانی، راهکارهای بسیاری وجود دارد که می توانیم با انجام آنها با افسردگی مقابله کنیم.
 تغییر عادات رفتاری مانند میزان فعالیت های فیزیکی، تغییر شیوه ی زندگی و حتی نوع فکر کردن از جمله راه های طبیعی مقابله با افسردگی هستند.
چند راه حل:
به زندگی خود برنامه بدهیم.
برای خود هدف انتخاب کنیم.
با تعیین اهداف کوچک برای خود اهداف روزانه تعیین کرده و با انجام آنها احساس ارزشمندی را در خود تقویت کنیم.
تمرینات ورزشی داشته باشیم.
 ورزش سطح اندورفین را در بدن افزایش می دهد.
اندورفین از مسکن های طبیعی در بدن است که باعث ایجاد احساس خوب در فرد می شود و افزایش آن باعث بهبود افراد افسرده می شود.
تغذیه سالم شامل کنترل غذا و به اندازه خوردن، مصرف غذاهای حاوی اسیدهای چرب امگا 3 (مانند ماهی سلمون و تن) اسید فولیک (مانند اسفناج و آواکادو) در بهبود افسردگی موثر است.
ویتامین های گروه B هم برای سلامت مغز و روان ضروری اند.
این ویتامین ها در بدن ذخیره نمی شوند و باید آنها را از رژیم غذایی تامین کنیم.
مراقب ویتامین های گروه B که با مصرف مواد قندی فرایند شده، نیکوتین و کافئین آسیب می بیند هم، باشیم.
مصرف پروتئین و غذاهایی مانند سالاد سبز، جوانه گندم و تخمه کدو؛ استفاده از غذاهای روزانه غنی از کلسیم، پتاسیم؛ آهن؛ منیزیم نیز توصیه میشود.
خواب کافی: هر شب در ساعت مشخصی به خواب رفتن و صبح ساعات معینی از خواب بیدار شدن یعنی نظم دادن به خواب نیز از راهکار های موثر در مقابله با افسردگی است.
قبول مسئولیت، حتی اگر به صورت پاره وقت هم باشد نتایج خوبی خواهد داشت.
افکار منفی را به چالش بکشیم و با استفاده از تکنیک های حواس پرتی، مانع افکار اتوماتیک منفی و افسرده ساز شویم.
در صورن نیاز زیر نظر روانپزشک از مکمل های دارویی استفاده کنیم. یک کار تازه انجام دهیم. مثلا به موزه برویم، عضو یک خیریه بشویم، در کلاس زبان ثبت نام کنیم و کارهایی شبیه این انجام دهیم.
به طور خلاصه با انجام کارهایی که دوست داریم، از زندگی لذت می بریم.
ادامه دارد …

گردآورنده: مهناز مرادیان نژاد

کارشناس ارشد مشاور خانواده

 

همراه ما باشید:

آدرس کانال تلگرام خانم دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام خانم دکتر الهام مبلیان

آدرس رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

118

مشاور خانواده و زوج درمانگر . روانسنج

نظرات

  • hamidreza khanepaza
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۳

    سلام در این داستان مرد دچار ناامیدی و حتی اختلالاتی مثل افسردکی داره اما جایی که توی این‌داستان مهمه عدم کمک و روحیه دادن زن و دامن‌زدن بیشتر به حالات روحی مرد هستش بجای اینکه به عنوان یه زوج کمک کنه تا از این اوضاع در بیاد

    1+
  • Admin bar avatar
    مهسان کاظم زاده
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۳

    این همه تحقیر و کشمکش خوب نیس
    البته من فک میکنم اگه ب میزان لازم غرور آقایونو زیر سوال ببریم به خودشون میان 😔

    0
  • Farid manouchehry
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    به نظر من در این داستان مرد علائم بارز افسردگی از جمله کاهش مسئولیت پذیری ، کاهش تحرک، اختلال در کنترل خواب ، اختلال درکنترل تفکر و احساس شدید عجز و ناتوانی را داراست.از طرفی شریک عاطفی که باید نقش تعدیل کننده داشته باشه به جای کمک و امید بخشی با غر زدن احساس بد مرد را جریحه دار میکند.در این شرایط شاید اینکه فرد خودش را مجبور به تغییر سبک زندگی خودش بکنه باعث کاهش سیر اختلالش بشه.

    0
  • ياسمن آقابابايي
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    سلام
    ممنون از مقاله مفیدتون.
    به نظر من هر دو هم خانم هم آقا نیاز به یک نفر سوم برای یاری رسانی دارند و چه کسی بهتر از یک مشاور و روانشناس کاردان.
    آقا در زمینه اختلالی که به آن دجار شده و خانم در زمینه برخورد با چنین فردی نیاز به مشاوره و مشورت دارند.

    0
  • zahra salehi
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    با سلام
    بنظر من این خانوم نباید همسر خود را مردی ضعیف صدا میزد چون باعث دلسردی آقا به زندگیش میشود.
    به جای آن میتوانست با همسر خود درست صحبت کند و اون را تشویق به کار کردن بکند.
    این آقا علائم افسردگی را میتواند داشته باشد چون لذت نبردن و احساس ناتوانی در کارش و احساس ناامیدی در زندگیش نشان میدهد که وضعیت روحیش مشکل دارد.
    و از طرفی دیگر عدم خواب درست نشان میدهد وضعیت جسمانیش هم مشکل دارد.
    این دو علائم جسمی و روحی میتواند افسردگی در فرد باشد.

    0
  • maaede
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    مرد به دلیل شکست در حیطه کاری دچار افسردگی شده و زندگی روزمره اش دچار مشکل شده و زن به جای همدلی و تشویق مرد به زندگی او را تحقیر میکند بهتر است از مشاور برای بهبود زندگی استفاده کنند

    0
    • Fatemehrahimi11223
      ۱۳۹۹-۰۱-۳۱

      بنظرمن زن باید مردرا ب کار تشویق میکرد نه اینکه ازالفاظی مثله( بی عرضگی و ضعیف بودن) استفاده میکرد ک این باعث میشد مرد نسبت بکار دلزده تر بشود….واحساس نامیدی در زندگیش ک نشان میداد مشکل روحی داره و عدم خواب هم نشان میداد مشکل جسمی داره ک علائم جسمی و روحی باعث افسردگی میشه

      0
  • شميم كاظمي
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    در زندگی زناشویی همدلی در مشکلات و به خصوص حمایت کردن یکدیگر بسیار مهم است و اینکار موجب انگیزه گرفتن طرف مقابل می شود

    0
  • somayehfakoorian
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    سلام ممنون از مقاله به نظر من مرد احتیاج داشت که یکی مثل همسرش از جا بتونه با حرف های مثبت بلند کنه زن یکی به نعل میزد یکی به میخ و درست موضع مشخص نداشت و این که میتونست با دادن امید و همدلی خیلی بیشتر این قضیه رو بهتر کنه

    0
  • somayehfakoorian
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    ممنون از مقاله به نظر من مرد احتیاج داشت که یکی مثل همسرش از جا بتونه با حرف های مثبت بلند کنه زن یکی به نعل میزد یکی به میخ و درست موضع مشخص نداشت و این که میتونست با دادن امید و همدلی خیلی بیشتر این قضیه رو بهتر کنه

    1+
  • parisa sharifi
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    مرد به دلیل ورشکستگی دچار افسردگی و‌ناامیدی شده و احساس میکنه دیگه هیچ‌کاری نمیتونه انجام بده و‌اگر دست به کاری بزنه در اون هم شکست میخوره و‌نیاز داره که کسی از اون حمایت کنه و حرف های مثبت بزنه و‌خانوم به جای روحیه دادن به اون دائما مردو تحقیر میکنه

    0
  • Samie
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۶

    خواب طولانی مدت و بی حوصلگی و فکر های مداوم و احساس حقارت و بد بینی در مرد داستان میتواند نشان از دپرسی و حال بد درونی اش باشد
    که زن داستان بی توجه به این نشانه ها شوهرش را بد حال تر میکند
    درصورتی که میتواند هم از روانشناس کمک بگیرند و هم با همدلی و دادن انرژی به شوهرش به او کمک کند تا از نو شروع کند.

    1+
  • Raziyeh nazari
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    مرد به خاطر مسائل کاری و شکست دچار افسردگی شده که با اینطور حرف زدن خود مرد و اعصبانیت زن باعث تشدید این افسردگی میشه خانم باید سعی کنه مرد را با صحبت های خوب امیدوار کنه کاری کنه انرژی فرد برگرده و بتونه ب خوبی سرکار حاضر بشه

    0
  • معصومه اکبری
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۱

    در این داستان رگه هایی از افسردگی در مرد دیده میشود و این مفهوم را می رساند ک مرد هیچ انگیزه ای برای ادامه زندگی ندارد بهتر ایت برنامه زندگیش از جمله خواب و خوراکش را تغییر دهد.زن همراهی بهتری با او بکند و شوهرش را به ورزش کردن تشویق کند.

    0
  • kimia mirtalaee
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۲

    درود
    به نظر من این زندگی از خیلی قبل حتی آغاز اشنایی دچار مشکلات عدیده ای بوده است وگرنه چطور امکان دارد ناامیدی افسردگی یا شکست ستون دیگر زندگی برای طرف مقابل ترحم برانگیز نباشد اینکه زن چنین برخورد اشتباهی از خود بروز می‌دهد نشان می‌دهد که مدت هاست با این مشکلات دست و پنجه نرم می‌کند وگرنه ناامیدی و اعلام ناتوانی او را نه تنها تایید نمیکرد بلکه اجازه نمیداد میزان آسیب به این حد از ناامیدی برسد
    در این شرایط حضور یک مشاور توانمند برای هر دو طرف الزامی ست

    0
  • Admin bar avatar
    صبا فدایی
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۳

    اول باید بررسی کنیم که آیا آقا واقعا افسرده شده یا افسردگی را بهانه و سرپوشی بر عدم مسئولیت پذیری خود گذاشته.
    تشخیص این دو موضوع خیلی مهمه افسردگی با کمک همسرش و مشاور درمان میشود اما اگر این رفتارها ریشه ی بی مسئولیتی را نشان دهد به راحتی قابل درمان نیست و ممکن است به این خاطر همسرش را از دست بدهد.
    با مراجعه کردن به مشاوره میتوانند مشکلشان را حل کنند.

    1+
  • ne.mahsa
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۵

    یا واقعا اقا دچار افسردگی و از دست دادن اعتماد به نفس شده یا فقط نمیخواهد زیر بار مسئولیت برود .. در هر دوصورت بنظرم بهترست خانمبهتر است به جای اینکه ایجاد یک مسئله که همان جدال خوانوادگی ست ، بیشتر نقش حامی رو ایفا کند در این صورت اقامیتواند اعتماد به نفس خود رو بازیابد و از طرف دیگر مسئولیت بپذیرد.

    0
  • Atefeh
    ۱۳۹۹-۰۲-۰۴

    عدم اعتماد بنفس و درماندگی در مرد مشاهده میشود
    خانم باید درک میکرد و ابراااز همدلی میکرد ن اینکه با کلمات سرزنش کننده حال مردشو خراب تر کنه

    0
  • Negin Naderi
    ۱۳۹۹-۰۲-۰۴

    چیزی که مشخصه اینه که اقا ظاهرا علایم افسردگی رو دارن و اگر واقعا چنین باشه و بخاطر عدم مسیولیت پذیری این حرفارو نزنه و چنین رفتاری رو انجام نده،شنیدن حرف های مثبت از سمت خانم میتونه حالش رو کمی بهتر کنه.در چنین شراطی که برای این خانواده بوجود امده که مساله اصلی از دست دادن انگیزه فرد و عدم رضایت از خود و یا حتی افسردگی است،قطعا مراجعه به روانشناس و مشاور لازم و ضروریه. ای کاش همه بفهمن حتی اگر مشکلی هم نباشه تو زندگی ،وجود یه روانشناس یا مشاور و مراجعه به اون میتونه از بوجود امدن مشکلات جدی تر جلوگیری کنه و بطور کلی حال طرفین و همچنین حال یه رابطه رو بهتر بکنه. خیلی وقتا وجود یه نفر سوم توی روابط لازم و ضروریه.کسی که بدون سوگسیری شنونده خوبی باشه و حتی شاید کمک کننده خوب.

    0
  • razi
    ۱۳۹۹-۰۲-۰۵

    ظاهراً آقا در طول سابقه کاری چندین بار دچار خطاو شکست شده که اعتماد همکاران را از دست داده و اینها باعث شده که به این شکستها و خطا دائماً فکر کند و دنبال علتهابگرددو چون مسبب همه اینها را خود میداند دچارناامیدی و یاس و نهایتاً افسردگی شده .حال نوع رفتار خانم و ارتباط کلامی او و عدم شناخت حال روانی همسرش حال آقا را وخیم تر کرده است .برای بهبود و ضعیت باید خانم در رفتار خود اصلاحاتی صورت بده و آقابرای درمان اختلال روانی حاصله اقدام کند

    0
  • Arman.rv
    ۱۳۹۹-۰۲-۱۰

    اکثریت افراد در طی زندگی خود ممکن است اختلالاتی نظیر افسردگی را تجربه کندد که این افسردگی می تواند دلایل متفاوتی داشته باشد.نکته ی مهم در باره ی این اختلال افزایش سطح آگاهی عمومی و شناخت علائم آن و ارجاع سریع فرد به متخصص مربوطه برای به حداقل رساندن آسیب های موجود است.اما در این داستان ما شاهد بد رفتاری همسر و دامن زدن به حال بد شوهر خود هستیم و این امر میتواند به خودی خود باعث تشدید این علائم شود.لازم است تا با دادن رو حیه و امید به طرف مقابل و کمک به وی برای بازگشت به زندگی عادی اورا از چنین شرایطی دور کنیم

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!