کل کل های زن و شوهری داستان سی ام

کل کل های زن و شوهری داستان سی ام
7+

کل کل های زن و شوهری داستان سی ام

زمان پیشنهادی برای مطالعه این مقاله: 7 دقیقه

 

دختر: “من نمیام!”

مرد: “بیا بریم، تا شام خوردیم زود بر میگردیم.”

دختر: “خوابم میاد.”

مرد: “الان چه وقت خوابه؟ پاشو خاله ات منتظره.”

دختر: “بگید زهره درس داشت.”

زن: “ما بدون تو نمی ریم.”

دختر: “خوشم نمیاد ازشون.”کل کل های زن و شوهری

زن: “حق نداری پشت سر خاله و بچه هایش حرف بزنی.”

دختر: “چون اونا با ادبن و من بی ادب؟ اونا ساکتن و من شلوغ؟ اونا درس می خونن و من تنبلم؟ اونا بیست می گیرن من … .”
زن حرفش را قطع می کند: “اگه عرضه داشتی تو هم مثل اونا بودی. با این اخلاقت فقط بلدی آبروی منو ببری.”

مرد: “خانم سر به سرش نذار.”

زن: “تو رو خدا شانس منو ببین! جرأت نمی کنم از خواهرم و بچه هایش تعریف کنم.”

پدر: “خانم!”

دختر با بغض و فریاد می گوید: “راست می گه بابا من حسودم. من حسودم!”
مرد: “بفرما! باز جر و بحث شروع شد.”

زن: ” به خدا همه دوستش دارن خودش لیاقت نداره.”

مرد: “می شه بی خیال این مهمونی بشیم؟”

زن: “باید بیاد!”

دختر: “من نمیام. نمیام!”

مقایسه کردن فرزند با بچه های فامیل به روابط افراد خانواده تأثیر می گذارد. در این داستان می بینیم که مقایسه کردن به رابطه عاطفی والدین و دختر آسیب می زند. از طرفی دختر نیز دچار رقابت و حسادت با آن هایی که مورد مقایسه قرار گرفته می شود و روابط دوستانه آنها نیز آسیب می بیند.

دختر: “خوشم نمیاد ازشون.”

زن: “اگر عرضه داشتی تو هم مثل اونا می شدی.”

 

بررسی داستان سی ام:

با مقایسه، پذیرش بدون قید و شرط والدین زیر سوال رفته و دوست داشتن، وابسته به اول شدن، نمره بیست گرفتن، ساکت بودن و … است.

مقایسه کردن، خود زمینه ساز دروغ فرزندان می شود.

این کار غلط، سبب خود کم بینی کودک و دور شدن او از والدین خود می شود.

مقایسه کردن، حسادت را در کودکان تقویت کرده، موجب رقابت ناسالم در آنها می شود.

بپذیریم که انسانها متفاوت از هم آفریده شده اند.

هرکسی، در زمینه خاصی، توانایی و استعداد دارد و نمی توان انتظار داشت که دو نفر شبیه هم باشند.

والدین باید اجازه دهند فرزندان، خودشان باشند. والدین طبق وظیفه ای که دارند می توانند زمینه ساز شرایطی برای شکوفایی استعدادهای آنها باشند.

پدر و مادر باید به فرزندشان نشان بدهند که بدون هیچ قید و شرطی او را دوست دارند و بهترین های فرزند خود (نقاط مثبت) را لیست کرده، فرزند خود را باور داشته باشند و او را همان طور که هست بپذیرند.

مثالی میزنم: فرض کنید در باغچه منزل شما هم درخت سیب وجود دارد و هم درخت گلابی. هر دو درخت نیاز به نور، آب، زمین خوب و کود دارند؛ اما در نهایت میوه ای که به دست می آید با هم متفاوت است. فرزندان نیز نیاز به توجه، مراقبت و عدم تبعیض دارند اما در نهایت هر فرزندی با توجه به نیازهایش رفتار های خاص خود را دارد.

عاقلانه است که فرزندتان را حتی به طریق مثبت هم با دیگران مقایسه نکنید. در غیراینصورت او تصور می کند از بقیه آدم ها برتر است. تحسین کردن بچه ها کار خوبی است اما باید مراقب باشید که به طور مداوم به آنها نگویید که از بقیه بهتر و بالاتر هستند. با این کار خودخواهی و تکبر را در آنها بوجود می آورید.

 

گردآورنده: مهناز مرادیان نژاد

کارشناس ارشد مشاور خانواده

 

منبع: کتاب کل کل های زن و شوهری از خانم سیما طاهر کرد و خانم زهرا فخار

 

پست های پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:

خانواده و ارتباط با نوچوانان

نوجوانی و بلوغ

پذیرش بی قید و شرط کودک

آیا تنبیه کودکان درست است؟

اصول تربیت فرزند موفق

اصول درخواست همکاری از کودکان

 

با ما در ارتباط باشید:

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس رادیو باهم

آدرس وبلاگ شخصی در تبیان

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

 

👁 72

مشاور خانواده و زوج درمانگر . روانسنج

نظرات

  • Admin bar avatar
    صبا فدایی
    1398-07-24

    مثال درختان باغچه برایم جالب بود…
    عالی بود خسته نباشید.

    2+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      1398-07-24

      از اینکه مورد توجه تون بود خوشحالم.
      موفق باشید

      1+
  • Admin bar avatar
    فرزین فقیه
    1398-07-24

    خسته نباشید تحلیل عالی بود

    0
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      1398-07-24

      ممنونم از لطف شما.
      وفق باشید

      0
  • Admin bar avatar
    حورا دهدشتی
    1398-07-26

    ای کاش پدر و مادر‌ها می‌فهمیدن تمام رفتارهاشون چقدر روی فرزندشون تأثیر می‌ذاره.

    0
  • Admin bar avatar
    حوری دیانی
    1398-07-27

    خدا قوت . تحلیلتون عالی بود .

    0
  • erfan tz
    1398-08-06

    ضمن عرض سلام و خسته نباشید خدمت متخصصین محترم . داستان نقل شده ملموس و قابل درک بود که می تونه فهم داستان و همزات پنداری رو برای مخاطب راحت کنه. تحلیل هم کامل و جالب بود اما اجازه میخوام تا یک مورد رو اضافه کنم . مورد اول اینکه با گفتن جمله ی 🙁 همیشه آبروی منو میبری ) و جملاتی از این قبیل احساس گناه در کودک ایجاد میشه بدون اینکه تقصیری داشته باشه و اگر هم که این احساس از قبل ایجاد شده باشه باعث تقویت اون میشه و اثرات اون هم می تونه بعدها بصورت جداگانه بررسی بشه. با آرزوی موفقیت برای تیم اجرایی . ع.ط

    0
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      1398-08-06

      سپاس از مطالعه و دقت نظر شما . موفق باشید

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!