کل کل های زن و شوهری داستان بیست و هفتم

کل کل های زن و شوهری داستان بیست و هفتم
15+

کل کل های زن و شوهری داستان بیست و هفتم

زمان پیشنهادی برای مطالعه این مقاله: 7 دقیقه

 

زن در اتاق گوشی به دست تند تند از این طرف به آن طرف می رود.

مرد از راه می رسد و چشم های اشک آلود زن را می بیند: “چی شده؟” زن بغض کرده است.

مرد: “حرف بزن!”

زن: “شهلا نیست. رفته.”

مرد می نشیند روی مبل و با دو دست سرش را می گیرد: “آخرش آبروی منو برد؟”

زن: “دو روزه نیومده خونه.”

مرد: “تو که گفتی خونه خواهرته؟”

زن: “اونجا نرفته.”

مرد: “دستت درد نکنه با این بچه تربیت کردنت!”

زن: “من یا تو که فقط بلد بودی کتکش بزنی؟”

مرد: “تو مادرش بودی، چی یادش دادی؟”

زن: “خودت چی که همیشه یا دنبال خوشگذرونیت بودی یا پیش رفیقات.”

مرد با خشم: “دیگه حق نداره برگرده توی این خونه!”

زن با بغض در صدا می گوید: “باید پیداش کنیم. باید برش گردونیم.”

مرد: “دیگه نمی خوام ببینمش.”

زن زار می زند: “پاشو یک کاری بکن!”

مرد با دست روی پیشانی خود می زند و فریاد می کشد: “می ترسم بلایی سرش بیارم.”

زن التماس می کند: “فقط پیداش کن!”

مرد: “نباید برگرده توی این خونه. من دیگه دختری به اسم شهلا ندارم.”

 

بررسی داستان بیست و هفتم

در داستانی که خواندید مسئله فرار دختر از خانه مطرح شده است.

امروزه با این مسئله به کرات آشنا هستیم.

مراجع کننده ای در کلینیک داشتم که دخترش یازده روز از خانه فرار کرده بود و در حرم امام ساکن شده، با نان خشک تغذیه می کرد.کل کل های زن و شوهری داستان بیست و هفتم

او این زندگی سخت را بر خانه ی گرم و نرم پدر و مادر ترجیح داده بود.

وقتی او را نزد من آوردند و علت را جویا شدم، در جواب پاسخی را داد که معمولا همه جوانان می دهند و آن اینکه پدر و مادرم مرا درک نمی کنند.

تعریف درک کردن را از او پرسیدم در جواب گفت؛ جایگاه مرا نمی دانند.

وقتی کار اشتباهی می کنم می گویند: “با این هیکلت خجالت نمی کشی، دیگه بزرگ شدی نمی فهمی؟”

وقتی گردنبند مادرم را برای تولد دوستم قرض می خواهم، می گویند: “حالا حالا باید نون بخوری تا بزرگ بشی.”

اگر عطر بزنم پدرم میگوید: “دوباره به خودت امشی زدی؟”

با این مثال همانطور که میدانیم علت سرکشی و فرار نوجوان، ندیدن او و جایگاهش است.

وقتی پدر و مادر به نوجوان خود، احساس بزرگی ندهند با فرار و مخالفت هایش خود را ثابت می کند.

محیط نامناسب خانه و عدم تناسب فرهنگی، اجتماعی و اعتقادی و شیوه های تربیتی متفاوت آنها با همدیگر، نوجوانان را دچار تضاد می کند.

در این حالت نوجوان فرار را به عنوان بهترین راه برای خلاصی از این محیط بر می گزیند.

در خارج از کشور مثلا در انگلستان خانه هایی هست که وقتی فرزندی مورد اذیت والدینش قرار گرفت به آن خانه ها می رود و مورد حمایت قرار می گیرد.

در آن جا والدین می دانند که باید مواظب رفتارشان باشند.

“منصوره خورشید” روانشناس و مشاور مراکز مداخله در بحران می گوید:

چون نوجوانان به دنبال هویت خودشان هستند و راه درست یافتن آن را نمی دانند سردرگم می شوند.

هر اتفاقی هم که در اطراف شان رخ می دهد فکر می کنند مقصر هستند و چون تحمل مشکلات را ندارند؛ آشفته شده و احساس ناامنی می کنند.لذا خانه را ترک می کنند.کل کل های زن و شوهری داستان بیست و هفتم

او می گوید: خانواده بزرگترین عامل پیشگیری از فرار دختران است.

هر چند اراده خود فرد، در درجه اول مهم است و هر کس مسئول رفتارهای خودش است؛ ولی تا دختری به مرز پختگی برسد بیشترین ضربه را از همین خانواده نابسامان می بیند.

در این موارد پدر و مادر بعد از برگشت دخترشان به خانه، نباید زمینه فرار مجدد را برای او فراهم کنند.

باید با گفتگوی سازنده و ریشه یاب به او بفهماند که هر دو اشتباه کرده و باید اشتباهاتشان را با کمک هم اصلاح کنند.

در اینجا نیاز به شخص ثالثی به نام مشاور نیز هست که با کمک او دختر به لحاظ روحی ترمیم یافته و بتواند به زندگی سالم ادامه دهد.

بعد از فرار، در صورت عدم پذیرش او توسط خانواده، آشفتگی او بیشتر شده، به خانه گریزی خود ادامه می دهد و به مرور تبدیل به یک فرد فاسد در جامعه می شود.

پدر و مادر و جامعه باید بپذیرند که دختر فراری مجرم نیست، بلکه بیمار روحی است.

در پایان به صورت خلاصه دلایل و انگیزه های فرار یادآوری می شود:

  • اثبات وجود و جلب توجه اطرفیان و اجبار آنها برای اجرای تمایلات و خواسته ها خویش .
  • رهایی از هنجارها، فشارها، تحمیل ها، قید و بندها، خشونت و آزارهای خانواده و کسب آزادی عمل در رفتارهای فردی و اجتماعی.
  • سماجت با خانواده، سلب آرامش و ایجاد بدنامی یا مشکل برای آنان به جهت عدم تعلق و دلبستگی به خانواده.
  • عوامل معطوف به شخصیت: عدم تعادل شخصیتی و اختلال در سلوک و رفتار مثل شخصیت های ضداجتماعی، شخصیت های خود شیفته.
  • – عوامل اجتماعی: اعتیاد به مواد مخدر، فقر فرهنگی و فریب خوردن، رسانه ها و وسایل ارتباط جمعی.

ادامه دارد…

 

گردآورنده: مهناز مرادیان نژاد

کارشناس ارشد مشاور خانواده

منبع: کتاب کل کل های زن و شوهری از خانم سیما طاهر کرد و خانم زهرا فخار

 

پست های پیشنهادی برای مطالعه بیشتر:

 خانواده و ارتباط آنها با نوجوان

نه به خشونت زناشویی

عشق سمی

با ازدواج چه بر سر عشق می آید

نوجوانی و بلوغ

هوش هیجانی (EQ) چیست؟

همراه ما باشید:                                                               

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس رادیو باهم

آدرس وبلاگ شخصی در تبیان

 

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

👁 156

مشاور خانواده و زوج درمانگر . روانسنج

نظرات

  • Admin bar avatar
    صبا فدایی
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۵

    بسیار عالی خسته نباشید.

    4+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      ممنونم از شما

      0
  • Admin bar avatar
    حورا دهدشتی
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۵

    خیلیمفید و کاربردی . ممنون

    3+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      خوشحالم که مورد توجه تون قرار گرفت

      0
  • Admin bar avatar
    فرزین فقیه
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۵

    خسته نباشید عالی بود

    3+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      سپاس ازشما

      0
  • Admin bar avatar
    مریم سلیمانی
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۶

    بسیار مفید بود، ممنون از مطلب خوبتون

    3+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      ممنون از مطالعه و وقتی که گذاشتین. موفق باشید.

      0
  • Admin bar avatar
    حوری دیانی
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۶

    مطلب مثل همیشه عالی و جذاب 👌❤

    2+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      ممنونم خانم دیانی عزیز

      0
  • Admin bar avatar
    پریسا جوهری
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۷

    چه عکس های جالبی بکار بردید

    2+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۷

      ممنونم. خوشحالم که توجه شما را جلب کرده.

      2+
  • Admin bar avatar
    غزاله بهدادفر
    ۱۳۹۸-۰۷-۱۷

    متشکر از مطلب خوبتون🙏

    2+
    • Admin bar avatar
      مهناز مرادیان نژاد
      ۱۳۹۸-۰۷-۱۹

      امیدوارم براتوت مفید باشه

      0
  • Faranak
    ۱۳۹۸-۰۷-۲۰

    عالی بود ممنون

    0
  • Admin bar avatar
    نوشین عسگری زاده
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۰

    دوران نوجوانی، دورانی حساس از نظر روحی برای نوجوان هاست.
    و باید خانواده ها بیشترین درک رو در این زمینه داشته باشن.
    در این دوران هم پرخاشگری زیاد تر هست، مغز هیجانی فعال تره pfc. و خانواده ها باید آگاهانه رفتار کنند که بعدا دچار آسیب های اجتماعی نشوند.
    و همین طور باید رابطه رو صمیمی تر کنند والدین با فرزند خودشون تا نوجوانشون راحت تر با آنها حرف بزنه و اعتماد لازم رو بهش بدن.

    0
  • Admin bar avatar
    مهسان کاظم زاده
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۳

    میدونید،به نظر من اینکه پدر و مادر باهم دیگه متحد نباشن،و وقتی مشکلی پیش بیاد هی بگن بچه ی تو فلان کرد اون یکی بگه ن تو تربیتش کردی تو فلان کردی و… در این شرایط بچه اون احساس آرامشی ک بایدو تو خانوادش نداره و فکر میکنه هرجایی غیر از خونه و خانواده ی خودش می‌تونه مأمن و پناهگاهش باشه.و وقتی مشکل بزرگی براش پیش میاد رفتن از اون خونه رو به هر چیز دیگه ترجیح میده چون از پدر و مادرش خستس.از این پاس دادنا خستس….

    0
  • فاطمه صادقی
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۴

    مشکل از جایی شروع میشه که خانواده ها اگاهی لازم جهت برخورد بانوجوان خود راندارند پدری که اینقد سخت گیرانه درمقابل فرزند خود برخورد میکند وبه عواقبش فکر نمیکند یا مادری که از سر دلسوزی نبود فرزند خود را توجیه میکند قطعا ازنادرستی رفتار خود اگاهی ندارند پدر نمیتواند به این درک برسد که فرزندشان بزرگ شده و دیگر ان بچه ای نیست که با دعوا کاری که پدر دوست دارد را انجام دهد در دوران نوجوانی حساسیت زیاد تر شده و فرد میخواد ثابت کند بزرگتر شده است ان را اینگونه بپذیرند هرچند گاهی کار اشتباه میکند اما اگر خانه رامحل امنی تلقی کند قطعا میتواند رفتار اشتباه خود را اصلاح کند این دختر اینقد از لحاظ روحی خرد شده وروانش با رفتارپدر و مادر ازهم پاشیده است که تصور میکند هرجایی ممکن است بهتراز خانه باشد

    0
  • سورین برنجیان
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    بسیار عالی بود ممنون
    از نظر من فرزندپروری،تربیت و همچنین مسئولیت پذیری از فرزند آوری مهم تره.
    توی این داستان هیچ کدام از والدین مسئولیت پدیر نیست و دائما از جمله” تو پدرش بودی…تو مادرش بودی” استفاده میکنند و هیچکدام نقش پدر یا مادر رو به نحو احسنت انجام نداده اند و فقط از طرف مقابل شکایت دارند مثل اینکه تو که مادرش بودی چرا فلان کارو نکردی یا بر عکس.

    0
  • maedees
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    در دوره ی نوجوانی لازم است والدین به نوجوان با روش هایی بهتر نزدیک شوند و در این داستان پدر با کتک زدن این مسئله که او دیگر بزرگ شده و میخواهد استقلال کسب کند را نا دیده میگیرد و مادر هم با پنهان کاری باعث بد تر شدن شرایط شده و نوجوان احساس میکند درک نمیشود و فکر میکند بیرون از خانه با او رفتار بهتری میشود و از سر عدم اگاهی اقدام به فرار میکند که به دلیل عدم شناخت والدین از دوره ی حساس نوجوانی ممکن است خطرات جبران نا پذیری برای نوجوان اتفاق بی افتد

    0
  • شميم كاظمي
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    به نظره من در این مورد اینکه پدر یا مادر هرکدام تقصیر را گردن دیگری می اندازد نه تنها مشکل را حل نکرده و حتی اوضاع را وقتی که فرزند انها به خانه برگردد وخیم تر می کند زیرا در اینجا مقصر هر دوی انها هستند که باعث بوجود امدن این مشکل شده اند و باید بتوانند در ابتدا با کنترل کردن خشم خود و مسوولیت پذیری زمینه را برای برگشت فرزند خود فراهم کنند

    0
  • ali asili
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۵

    پایین آوردن جایگاه دختر و خرد کردن غرور و اعتماد به نفس او باعث می شود که دختر از خانه پدر و مادرش زده شود و فرار کند و به جایی برود که ضررهایی که به شخصیت و روحش خورده و دیگر تاب و توان تحمل ان را نداد را جبران کند

    0
  • pardistabatabaei
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۶

    خیلی عالی تحلیل شده.فقط یه چیزی که اضافه کنم اینه که باید به خانواده ها یاد بدیم تحت هیچ شرایطی از تنبیه فیزیکی استفاده نکنن.مادرش توی حرفاش گفت که پدرش همش کتکش میزده.این اعتماد به نفس دختر رو خورد میکنه و باعث میشه اعتمادش نسبت به پدر و مادر کاملا از بین بره.و دنبال راه فراری باشه تا جایی بره که شاید بتونه عزت نفس خدشه دار شده و غرور شکسته شدش رو جبران کنه.

    0
  • Faezeh.mehrazmay
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۶

    نوجوونی که توی خونه انواع استرس ها و فشار ها رو داره تحمل میکنه واسه رها شدن از این موقیت دنبال یه راه حل میگرده فارغ از اینکه تا چه اندازه تحلیل ها و قضاوت های نوجوون از شرایط زندگیش میتونه صحیح باشه یا نه . خیلی از تصمیماتی که یک نوجوون میگیره بر مبنای شرایط روانی خودش هستش . نوجوونا خصوصا دختر ها هر چیزی رو که توی خونه پیدا نمیکننن بیرون از خونه دنبالش میگردن خصوصا اگه اون چیزی که میخوان مربوط به نیاز های عاطفیشون باشه . همین طور که خودتون اشاره کردید خانواده ها نقش خیلی مهمی رو توی این زمینه دارن . پس باید خانواده ها دقت داشته باشن که اصولا نحوه رفتارمون با یک نوجوون باید کاملا متفاوت با یک بچه باشه یعنی اونطوری که ما با یک بچه رفتار میکنیم و یک محدودیت هایی رو براش تعیین میکنیم قاعدتا واسه یک نوجوون نمیتونیم همچین سیاستی رو داشته باشیم . ما باید مهارت ارتباطیمونو با نوجوونا افز ایش بدیم تا بتونیم بشتر بهشون نزدیک بشیم و از درونیاتشون اگاه بشیم

    0
  • M.muhebat
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۷

    محدثه موهبت: البته طبق باور اجتماعی غلط حساسیت نسبت به فرار دختران بیشتره با اینکه فرار پسران هم بسیار مشکل سازه و اسیب های اجتماعی و حتی تجاوزات جسمی و جنسی هم براشون میتونه داشته باشه..

    0
  • NooriFateme
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۷

    بی خیالی پدر و وقت نگذروندن با خانواده و تندرویی در برابر دخترش و همچنین پای حدف و دردودل دختر نَشستن پدر و مادر،باعث فاصله ی عمیقی بین والدین و فرزند میشود و هنگامی ک اتفاق دیگر افتاده و فرزند فرار کرده هرکدوم از والدین میخواهند از مسئولیت خود شانه خالی کنند و تقصیر دیگری بیندازد این کاملا اشتباس و از ریشه باید این مشکل را حل کنند

    0
  • MinaLotfi
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    باعرض سلام و وقت بخیر
    فرار نوجوان در واقع نوعی اعتراض نسبت به شرایطی است که به نظرش غیرقابل تحمل،تغییرناپذیر و ناعادلانه می آید.
    در این داستان دختر به دلیل تنبیه بدنی و آزارهای کلامی از خانه فراری شده و برای رهایی از آزار و اذیت فرارکرده نه برای به دست آوردن چیزی.
    باتوجه به این که خانواده به عنوان اولین جایگاه رشد،تربیت و شکل دهی به رفتار فرزندان شناخته میشود؛بدرفتاری والدین با نوجوان مانند:بدرفتاری فیزیکی،عاطفی،فراموش کردن نیازها و هویت فرزند،بی توجهی کردن،مراقبت نکردن،تایید،حمایت،همدلی و همراهی نکردن باعث بروز ترس های بیمارگونه،خلق و خوی پایین،تنفر عمیق از والدین،سردی و بی تفاوتی،ناتوانی در مهر ورزیدن و…در نوجوان و نهایتاً منجر به فرار او از خانه میشود؛همچنین در چنین خانواده هایی خشونت بین والدین نیز رایج است که ایجاد استرس میکند.
    پس از بازگشت نوجوان به خانه باید والدین برای او امنیت روانی و شرایطی به دور از تنش و استرس ایجاد کنند تا نوجوان دوباره اقدام به فرار نکند؛و به نوجوان کمک کنند که به رضایت از زندگی با خانواده برسد🌸🍃

    0
  • علی موذنی
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    نبودن فضای ارامشبخش و امنیت روانی باعث فرار از منزل دختر شده است.
    والدین او سعی در مقصر جلوه دادن دیگران و خوب جلوه دادن خود اند و حتی در مسله ترک منزل دخترسان هم یک دیگر را مقصر میدانند.
    پدر شخصیتی بی تفاوت نبست به افارد خانواده دارد ودر مدیریت کردن امورات خانواده ضعف دارد و این ضعف را از طریق خشم پنهان میکند.
    خانواده باید بداند اولین قدم برای مواجهه با این امر اتفاق افتاده پذیرش فرزند است ، متاسفانه این خانواده الان دخترشان را از خود جدا می داند که این امر میتواند باعث بروز اسیب های بیشتر شود مانند ترک داعم منزل و گرایش به اعتیاد و کشیده شدن به امور خلاف .
    در قدم دوم خانواده باید به دنبال دلایل بروز این اتفاق باشد اما باید توجه داشت که پیشگیری بهتر از درمان است خانواده باید عواملی که منجر به این امر میشد را مدیریت میکرد.
    در قدم سوم به جای مقصر دانستن دیگران باید اشتباهات خود راپذیرا باشیم و انها راجبران کنیم و اتحاد و همدلی را در خانه ایجاد کنیم و فضای خانه را فضایی ارامش بخش کنیم.

    0
  • Admin bar avatar
    غزاله بهدادفر
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    یکی از مهم ترین وظایف والدین ایجاد حس امنیت توام با ارامش و دوستیه وقتی پدری دختر/پسر نوجوون خودش رو کتک میزنه باعث ایجاد حس تنفر در اون فرزند میشه تنفر نسبت ب خودش والدینش و محیط خونه و برای رهایی از ازاری ک میبینه ترک خونه رو انتخاب میکنه
    مشکل پدر داستان اینه ک هنوز هم متوجه ی اشتباهاتش نیست و با عصابانیت و لجبازی با قضیه برخورد میکنه در صورتی که باید فرزند رو بعد از پیدا شدن بپذیره و سعی کنه رابطه ای ک خراب شده رو با کمک یک مشاور ترمیم کنه. این پدر محیطی رو برای اعضای خانواده ایجاد کرده ک حتی همسرش جرات نکرده همون ابتدای گم شدن فرزندشون او رو در جریان بزاره . در این خانواده باید سبک فرزند پروری اصلاح بشه و طریقه ی حل مشکل به اون ها آموزش داده بشه
    چون خانواده مهم ترین رکن یک جامعس که اگر اعضای اون نتونن به شیوه ای درست حل مشکل کنند و ارتباطشون رو باهم نگه دارن تبدیل به آسیب زا ترین محیط میشه و آینده ای ک اعضا بخصوص فرزندان از لحاظ روحی پیدا میکنند انکار ناپذیره.

    0
  • Admin bar avatar
    غزاله بهدادفر
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    یکی از مهم ترین وظایف والدین ایجاد حس امنیت توام با ارامش و دوستیه وقتی پدری دختر/پسر نوجوون خودش رو کتک میزنه باعث ایجاد حس تنفر در اون فرزند میشه تنفر نسبت ب خودش والدینش و محیط خونه و برای رهایی از ازاری ک میبینه ترک خونه رو انتخاب میکنه
    مشکل پدر داستان اینه ک هنوز هم متوجه ی اشتباهاتش نیست و با عصابانیت و لجبازی با قضیه برخورد میکنه در صورتی که باید فرزند رو بعد از پیدا شدن بپذیره و سعی کنه رابطه ای ک خراب شده رو با کمک یک مشاور ترمیم کنه. این پدر محیطی رو برای اعضای خانواده ایجاد کرده ک حتی همسرش جرات نکرده همون ابتدای گم شدن فرزندشون او رو در جریان بزاره . در این خانواده باید سبک فرزند پروری اصلاح بشه و طریقه ی حل مشکل به اون ها آموزش داده بشه
    چون خانواده مهم ترین رکن یک جامعس که اگر اعضای اون نتونن به شیوه ای درست حل مشکل کنند و ارتباطشون رو باهم نگه دارن تبدیل به آسیب زا ترین محیط میشه و آینده ای ک اعضا بخصوص فرزندان از لحاظ روانی پیدا میکنند انکار ناپذیره.

    0
  • mahshid mayahi
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۰

    در مواجهه با همچین مسایلی بزرگترین اشتباه پیدا کردن مقصر است .اینکه والدین تقصیر را گردن هم میندازند دردی را دوا نمیکنند بلکه باید با ارامش و خونسردی افکارشان را روی هم بگذارند و دنبال راه چاره باشند و به دنبال نقطه ضعف ها بگردند که چه اتفاقی افتاده ک باعث شده فرزند از خانه فراری شود؟؟…
    گاهی اوقات در نوجوانان فرار کردن از خانه بیشتر بخاطر جلب توجه است و نشان دهند ک بزرگ شده اند و گاهی اوقات هم واقعا فضای خانه برای ان ها غیر قابل تحمل میشوند و براین باورند که انها نادیده گرفته میشوند.والدین باید با رشد کردن فرزندان افکار خودشان هم رشد کنند و به این بینش برسند که خواسته ها تمایلات نیاز ها افکار و…فرزندان هم تغییر کرده و به ان ها احترام بگذارند.

    0
  • النازجوانبخت
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۱

    اول اینکه خانواده هاباید فرزنداشان را مطابق زمانشان تربیت کنند نه مطابق زمان خودشان و به نیازهایش پاسخگو باشند نه اینکه فقط دنبال براورده کردن نیازهای مادی فرزندانشان باشند و نیاز عاطفی انهاراپاسخگوباشند.واینکه سعی کنند فضای گرم وصمیمی برا اومحیا کنند نه فضایی که همیشه جرو‌بحث و دعوا باشد.و‌پدرو‌مادر هر دودر تربیت فرزندشان نقش دارند و باید بایکدیگر مرتبط باشند نه اینکه اگر مشگلی پیش امد پدربه مادر بگوید تقصیرتوست وبرعکس.

    0
  • alinikdasti
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۱

    راهی که خیلی از دختران امروزی پیش می گیرند برای گذران زندگی بدون فشار و حرفهای والدین فرار از خانه است که به شدت تحت تاثیر رفتار والدین می باشد از عوامل این داستان می توان � محدودیت‌های بیش از اندازه والدین اشاره کرد

    0
  • Sepide golaghaee
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۲

    سلام
    ب نظر من موثر ترین راه برای برخورد والدین با نوجوانان در این مقطع حساس ایجاد فضایی بی دغدغه برای پیدا کردن زبانی مشترک بین هردوی انهاست .

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!