چگونه اختیار وقت خود را در دست بگیریم

2+

چگونه اختیار وقت خود را در دست بگیریم
اگر شما خودتان اختیار وقتتان را دست نگیرید، شخص دیگری این کار را خواهد کرد.
جلوگیری از هدر رفتن بیهوده ی انرژی ارائه کردیم، پیشنهاد می کنیم که سعی کنید کار های زیر را نیز انجام دهید.
۱)برنامه داشته باشید.
برنامه ریزی به قدری بدیهی به نظر می رسد، که به سختی می توان پذیرفت مفید نباشد، اما مشکل این است که ما معمولاً برنامه ریزی بلند مدت نمی کنیم.
در ابتدا باید فهرستی از خواسته های خود داشته باشیم، مجموعه ای از اولویت ها بر مبنای یک ارزیابی اخلاقی از معنای زندگی.
برنامه ی زندگی را نمی توان یک شبه تهیه کرد، اما می توان دست کم آن را سال به سال تدوین نمود.
۲)وقت خود را پُر کنید.
مفید تر از تصمیم های آغاز سال نو، تهیه ی برنامه ای شخصی و یک ساله است.
روز هایی را می‌خواهید مال خودتان باشد مشخص کنید.
۳)ارزش هرکاری را بسنجید.
چقدر طول می کشد تا بچه ای بزرگ شود؟
برای گرفتن یک درجه ی دانشگاهی چند سال وقت لازم است؟
تکمیل یک پروژه چقدر وقت می‌خواهد؟
.
.
.
اگر شما دائماً رفتار های زیر را که به وسیله ی فردیمن و روزنمن طبقه بندی شده است، از خود نشان دهید برای سلامتی تان گران تمام خواهد شد.
-ادای کلمات با شدت و هیجان، تأکید بر روی بعضی از کلمات اساسی، و به سرعت ادا کردن کلمات آخر جمله که نشان از ناشکیبایی شما در مورد زمان لازم برای بیان سخنان خودتان دارد.
-همیشه وول زدن و تند تند غذا خوردن.
-ناشکیبایی نسبت به سرعت رخ دادن وقایع، وسط حرف دیگران پریدن، مدام سرتان را به علامت بله تکان دادن و جمله های دیگران را برایشان تمام کردن.
-دو سه کار را با هم انجام دادن.
-همیشه این مشکل را داشتن که نمی توانید جلوی خودتان را بگیرید و به هر حال موضوع را به چیزی می کشانید که مورد علاقه ی خودتان است.
«همه اش از من صحبت کردیم. یکمی هم تو حرف بزن. بگو ببینم نظرت نسبت به من چیه؟
-هنگام استراحت، «احساس گناه» کردن.
-به دلیل دلمشغولی های خود، نظاره گر خوبی نبودن.
نه غروب آفتاب را می بینید، نه گل های زیبای حیاط را، و نه حتی زیبایی چین و چروک دست تپل کودک خودتان را.
-نداشتن فرصتی برای انسانی با ارزش بودن، زیرا دلمشغولی شما داشتن چیز های با ارزش است.
-برای فرصت های کوتاه و کوتاه تر برنامه ریزی بیشتر و بیشتر کردن.
-فک های به هم فشرده، دندان قروچه کردن و شق ورق بودن.
-ترس از متوقف کردن کار هایی که تند تر و تند تر انجام می دهید.
-محرومیت از حق انتخاب به دلیل بردهٔ اعداد و ارقام شدن.
۴)فضایی را که در آن زندگی می کنید بشناسید.
نیم ساعت دنبال نوار چسب گشتن واقعاً عذاب آور است، چه در یک ویلای ده اتاقه زندگی کنیم و چه در یک آرپارتمان یک خوابه.
ما دقایق بسیاری را به دلیل نیافتن اشیا مورد نظرمان از دست می دهیم.
۵)آماده باشید.
بیشتر اوقات عمر ما در انتظار می گذرد.
ما می‌توانیم انتظار را همچون وقت تلف شده بنگریم،
اما همین انتظار می‌تواند موهبتی گرانبها باشد.
از زمان انتظار استفاده کنید، عزا نگیرید.
عادت کنید که یک دفترچه یادداشت، کتاب، خودکار و چند کارت پستال با خود داشته باشید.
۶)دقیق باشید.
یکی از بهترین محصولات عصر تکنولوژی ساعت های دقیق و در عین حال ارزان قیمت است.
یکی از این ساعت ها را به دستتان داشته باشید.
۷)کار های عادی و روزمره را بر حسب وقت انجام دهید.
تمیز کردن خانه تفریح ندارد، اما باید به طور منظم انجام شود.
۸)از هر چیزی از سر صبر لذت ببرید.
چیزی را که می‌خورید، نبلعید.
هنگام چیز خوردن، کتاب یا روزنامه نخوانید.
طعم چیزی را که می خورید یا می‌نوشید، حس کنید، وگرنه نمی فهمید چه چیزی خورده اید یا نوشیده اید.
۹)نکاتی را که باعث صرفه جویی در وقت و هزینه می‌شود، رعایت کنید.
اندک وقتی که هر روز صرف مسواک زدن دندان هایتان می کنید، احتمالاً باعث می شود که ساعات کمتری را در مطب دندانپزشک بگذرانید.
روزی چهل و پنج دقیقه راه رفتن نه تنها نشاط آور است بلکه ممکن است چند سال هم به عمرتان اضافه کند.
۱۰)فرم تن خود را تغییر دهید.
وقتی که عوارض جسمانی ناشی از مرض‌ عجله را بدانیم، می‌توانیم آگاهانه سرعت حرکات خود را تغییر دهیم.
می توانیم یواش تر راه برویم، راه برویم اما ندوییم، یا به عضلات منقبض شده ی خود استراحت بدهیم.
۱۱)گاهی اوقات کاری انجام دهید که بتوانید ثمره اش را ببینید.
میله های دور باغ را رنگ کنید، فوتبال بازی کنید. یک تاب توی حیاط درست کنید و ینشینید تاب بخورید.
اگر بخواهیم کمی عالمانه تر صحبت کنیم باید بگوییم که ما اشتیاقمان به چیز های محسوس را ارضاء می کنیم.
۱۲)در حال حاضر زندگی کنید.
قسمت اعظم زندگی ما‌صرف کار هایی برای «بعد» می شود، برای فردا، برای سال دیگر، برای وقتی که اضافه حقوق گرفتیم، برای نسل بعد.
غافل از آنکه لحظه ای که در آن هستیم دیگر برنمی گردد.
شاید بتوان گفت زندگی ابدی یهنی متوقف شدن زمان.
یعنی آنگاه که ما آنچنان در آگاهی از حال غرق شده باشیم که گذشته و آینده نتوانند محدودیتی برای ما ایجاد کنند.
شاید ما‌ هم زندگی ابدی را تجربه می‌کنیم: دقیقا زمانی که درباره اش فکر نمی‌کنیم، زمانی که تنها کافیست بگوییم:« برای امروز متشکرم،» و حال را جشن بگیریم.
منبع: کتاب ماندن در وضعیت آخر
نویسنده: امی ب.هریس/تامس ای.هریس
مطالب مرتبط:
واقعیت هایی در مورد احساس ها
می‌توانی خوب باشی اگر
گفت و گو ی درونی
چه می خواهید؟
برای تغییر کردن چه چیز هایی لازم است؟
نگه داشتن مردم
اختیار دار وقت خود باشید

9

دانشجوی کارشناسی روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!