«والد – بالغ – کودک» و دوره ی بلوغ

بلوغ
5+

«والد – بالغ – کودک» و دوره ی بلوغ

جوانهای بین ۱۳ تا ۱۹ ساله با تصمیم گیری ها و دو راهی های بسیار زیادی روبهرو هستند، ولی آزاد نیستند که برای خودشان تصمیم بگیرند، زیرا در بیشتر مسائل باید صبر کنند تا (طی موقعیت ها و تغییر اوضاع) برایشان تصمیمی گرفته شود.

مغزشان رو به تکامل است.

بدنشان به حد رشد بلوغ رسیده است.

اما از لحاظ قانونی و اقتصادی وابسته به دیگران هستند، و تلاشهایشان برای فعالیت های مستقل همیشه به این شکست منجر میشود که می بینند و نمی توانند برای خودشان تصمیم بگیرند.

بنابراین روحیه شان هم در این سطح میماند که میگویند چرا سعی کنیم کاری انجام دهیم.بلوغ

تحت این شرایط بالغ پیشرفت زیادی نمی کند.

ناگهان وقتی قانوناً آزاد می شوند، احساس میکنند که ول شده اند و نمی توانند کاری انجام دهند.

به خاطر فشارهای درونی و خارجی، به نظر میرسد که رفتار متقابل اغلب آنها بیشتر در سطح قدیمی طرحهای «والد-کودک» انجام می گیرد.

در دوران بلوغ احساسهای «کودک» به طور تشدید یافته باز نواخته میشوند زیرا هورمون های بدن شروع به کار کردند انسانی که در این دوره است از پدر و مادر خود بهعنوان منبع نوازش رو برمی گرداند و دنبال منبع نوازش نوع دیگر است.

«بالغ» می تواند ضبط های بد یا خوب گذشته را شناسایی کند.

بالاخره همچنین میتواند «چیزهای نامناسب» و کارهای «نامؤثر» را که ممکن است در دوران بلوغ بازنواخته شوند تشخیص دهد.

بنابراین نیاز اصلی این است که «بالغ» را در این هیکل «بالغ سان» زنده کرد و به کنترلهای کارها و رفتارهای متقابل واداشت، تا حقایق امروز ارجحیت به اهمیت خود را نسبت به حقایق گذشته حفظ کنند.

آنچه کار اصلی درمان را تشکیل میدهد آزاد ساختن «بالغ» در نوجوان و در والدین است، تا آنها بتوانند بین خود یک رابطه قرارداد «بالغ – بالغ» به وجود آورند.

بسیاری از پدر و مادرها میترسم به «بالغ» فرزندان خود در تصمیمهای مهم عمده اعتماد کنند.

اعتماد به «بالغ» نوجوان تنها راه سازندهای است که پدر و مادر میتوانند برای مقابله با انواع و اقسام مسائل اعصاب خورد کنی که یک نوجوان در حال بلوغ می تواند به خانه بیاورد از آن استفاده کنند.نوجوان

حال یک مسئله اصلی به این صورت باقی میماند:

چطور ممکن است عقایدی مانند روابط جنسی موضوع صحبت بین نوجوانان و از طرف دیگر پدر و مادران قرار داد.

در حالی که بین این دو دیواری از سکوت، رودربایستی، عدم اعتماد یا انزجار کشیده شده است.

نوجوان از حرف زدن با مامان و بابا مطلقاً خودداری میکنند.

چرا اصلا با آنها حرف بزنم؟

میدونم همیشه حرفشان چیه؟

طی سالهای دوره بلوغ وقتی یک نوجوان ناگهان دیگر گوش شنوای حرف های پدر و مادر مشتاق را از دست میدهد، در عین حال هم از یک طرف جا به نحوی، تشنه ی این است که از محبت و دل نگرانی آنها به خاطر خودش بشنود.

به عنوان مثلل دختری ۵ ساله، یک روز که داشت تو جدول بین باغچه های گل راه میرفت مادرش گفت:

«مواظب باش وگرنه میفته روی گلها.»
دختر گفت:

«دلت برای من سوخته یا برای گلها؟»

کودک ۵ ساله ای که درون هر نوجوان دوره بلوغ است نیز همین سوال را می کند.
اما این را به زبان نمی آورد.

پدران و مادرانی که به چنین سوالی حساسیت دارند و از طریق عمل کردن به محبت با ملاحظه و احترام به آنها ثابت میکند که «برای تو عزیزم، عزیزم برای تو نگرانیم».

آنها خواهند دید که سالهای بلوغ می تواند شادیها و پاداشهایی بیش از حد انتظارشان ایجاد کند.نوجوان و بلوغ

منبع: کتاب وضعیت آخر

نویسنده: تامس ای.هریسکتاب وضعیت آخر

مطالب مرتبط: 

جنبه های والد, بالغ و کودک شخصیت

چهار وضعیت زندگی

تجزیه و تحلیل رفتار متقابل

والد – بالغ – کودک و ازدواج

والد – بالغ – کودک و بچه ها 

معرفی کتاب وضعیت آخر 

انتخاب سرنوشت سار من قسمت اول

خودت را تباه نکن قسمت اول

همراه ما باشید:

آدرس اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

 آدرس کانال تلگرام باهم

آدرس اینستاگرام اینستاگرام رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیانآدرس اینستاگرام اینستاگرام حورا دهدشتی

گردآورنده: حورا دهدشتی 

دانشجوی کارشناسی روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!