تسلی بخشی های فلسفه-قسمت چهارم

1+

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت چهارم

تسلی بخشی در مواجهه با ناکامی

مدت زمان مطالعه: پنج دقیقه

سیزده سال پیش از به تصویر کشیدن مرگ سقراط، ژاک_لویی داوید به فیلسوف قدیمی دیگری پرداخت که با آرامشی غیرعادی، در میان اشک های عصبی دوستان و خانواده اش با مرگ روبرو شد.

مرگ سنکا، اثری که داوید بیست و پنج ساله در سال ۱۷۷۳ ترسیم کرده است، آخرین لحظات زندگی این فیلسوف رواقی را در ویلایی خارج از رم در آوریل سال ۶۵ بعد از میلاد به تصویر کشیده است.
یک سانتوریون رومی چند ساعت قبل به خانه ی سنکا رسیده بود و از طرف امپراتور دستور داشت به سنکا بگوید که باید بی درنگ خودکشی کند.
توطئه ی به زیر کشیدن نرون بیست و هشت ساله از اریکه ی سلطنت کشف شده بود.
امپراتور، مجنون و عنان گسیخته، به دنبال انتقام کورکورانه بود.
گرچه مدرکی دال بر همدستی سنکا با طراحان توطئه وجود نداشت، و گرچه او پنج سال معلم خصوصی و یک دهه مشاور وفادار نرون بود، ولی نرون برای مزید فایده فرمان مرگ او را صادر کرد.
نرون تا آن لحظه برادر ناتنی اش، بریتانیکوس، مادرش، آگریپینا و زنش را کشته بود.
او همچنین تعداد زیادی از سناتورها و افسران ارشد را طعمه ی تمساح ها و شیرها کرده بود.
و در هنگام ویرانی رم بر اثر آتش سوزی بزرگ سال ۶۴ بعد از میلاد آوازخوانی کرده بود‌.
معاشران سنکا وقتی از فرمان نرون آگاه شدند رنگ باختند و شروع به گریه کردند.
سنکا مطابق روایت ها مضطرب نشد و سعی کرد جلوی اشک های آن ها را بگیرد و شجاعتشان را احیا کند.
سنکا همسرش، پائکلینا، را با آرامش در آغوش گرفت و از او خواست به زندگی خوبی که داشته فکر کند تا تسلی یابد.
ولی همسرش نمی توانست بدون او با زندگی روبرو شود و درخواست کرد به او اجازه دهد تا رگ هایش را قطع کند.
سنکا خواسته ی او را رد نکرد‌.
به همسرش گفت: من با این کار تو، که بر جای گذاردن سرمشقی چنان عالی است، مخالفت نخواهم کرد.
ما میتوانیم با بردباری و صبری همانند بمیریم.
گرچه فرجام تو شریف تر خواهد بود.
ولی چون امپراتور تمایلی به افزایش شهرت ظالم بودنش نداشت، وقتی سربازانش متوجه شدند که پائولینا رگ هایش را با چاقو بریده، چاقو را به زور گرفتند و مچ هایش را باندپیچی کردند.
خودکشی شوهرش به آهستگی پیش میرفت.
خون با سرعت کافی از بدن سالخورده اش یرون نجهید.
حتی پس از آن که رگ های قوزک پا و پشت زانوهایش را نیز برید.
بنابراین، سنکا با تقلیدی خود آگاهانه از مرگ سقراط، از پزشکش خواست جامی از شوکران برایش فراهم سازد.
سال ها بود که سقراط را الگویی از چگونگی غلبه بر شرایط بیرونی به کمک فلسفه میدانست.
ولی میل سنکا به تقلید از سقراط نا فرجام بود.
او شوکران را نوشید، ولی تاثیری نکرد.
پس از دو تلاش نافرجام، سرانجام رخواست کرد که او را در حمام بخار جای دهند.
در آن جا به آهستگی خفه شد و مرد، در رنج ولی با خویشتنداری و آسوده خاطر از ناملایمت های روزگار.
روایت داوید از این صحنه، نه اولین بود و نه بهترین.
در این روایت سنکا بیشتر شبیه پاشایی آرمیده است تا فیلسوفی در حال مرگ.لباس پائولینا در این اثر بیشتر مناسب اپراست تا یک درباری رومی.
با وجود این، برگردان داوید از این لحظه هرچند خامدستانه است، با سابقه ی طولانی ستایش از چگونگی پایداری سنکا در برابر فرجام هولناکش دمساز است.

گرچه خواسته های سنکا به طور ناگهانی دچار تضاد شدیدی با واقعیت شده بود، او در برابر ضعف های معمولی از پا در نیامد.
سنکا با متانت ضرورت های تکان دهنده ی واقعیت را پذیرفت.
او با مرگ خود، همراه با دیگر متفکران رواقی، به ایجاد ارتباطی پایدار میان کلمه ی فلسفی و رهیافتی متین و خویشتندارانه به بلا و مصیبت کمک کرد.
سنکا از ابتدا فلسفه را رشته ای برای کمک به انسان ها در غلبه بر تضاد میان واقعیت و خواسته هایشان می دانست.
سنکا در طول زندگی اش با مصیبت های بی نظیری در اطرافش روبرو شده بود.
سنکا از صدمات شخصی نیز رنج برده بود.او دچار بیماری سل و بعد از آن افسردگی شده بود.
بخاطر این بیماری ها دیرتر وارد سیاست، که درسش راخوانده بود شد.
او همچنین بخاطر توطئه ای که در آن تقصیری نداشت هشت سال به جزیره ای دور افتاده تبعید شد.
بر خلاف میلش شوم ترین شغل در دستگاه سلطتنی به او واگذار شد.
معلم خصوصی پسر دوازده ساله ی پادشاه، کسی که پانزده سال بعد دستور داد سنکا را در مقابل چشم های همسر و خانواده اش بکشند.
سنکا می دانست چرا توانسته در برابر اضطرابات پایداری نشان دهد:
من زندگی خود را مرهون فلسفه هستم، و این کمترین دین من به فلسفه است.
تجربیات سنکا یک لغتنامه ی جامع ناکامی را به او آموزانده بود.
و خرد سنکا چگونگی واکنش نشان دادن به این ناکامی ها را به او آموخته بود.

ادامه دارد…

کتاب منبع:

تسلی بخشی های فلسفه

آلن دوباتن

مطالب مرتبط:

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت اول

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت دوم

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت سوم

به سردرگمی خود خاتمه دهید

نوازش

همراه ما باشید:

آدرس صفحه ی اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

آدرس صفحه ی اینستاگرام نسترن صالحی

گردآورنده: نسترن صالحی

 

7

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!