تسلی بخشی های فلسفه-قسمت دوم

2+

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت دوم

تسلی بخشی در مواجهه با کم پولی

مدت زمان مطالعه: ده دقیقه

۲_آزادی:
اپیکور و دوستانش به نوآوری اساسی دیگری هم دست زدند.
به این منظور که مجبور نباشند برای کسانی کار کنند که از آنها خوششان نمی‌آمد.
برای اینکه مجبور به ارضای هوس های بالقوه حقارت آمیز آنها نباشند خود را از اشتغال در دنیای تجاری آتن کنار کشیدند.
آنها معتقد بودند باید خود را از زندان امور روزمره و سیاست روزمره رها کنند.
آنها چیزی را شروع کردند که بهترین توصیف آن زندگی اشتراکی است و در ازای از دست دادن استقلال زندگی ساده تری در پیش گرفتند.
آنها پول کمتری داشتند ولی دیگر مجبور نبودند از فرمان‌های اربابان نفرت آور پیروی کنند.
سادگی بر احساس شان و مقام دوستان تاثیر نمی‌گذاشت.
آنها با جدا کردن خود از ارزش‌های آتن دیگر خود را بر مبنای مادی ارزیابی نمی کردند.
نیازی نبود از دیوارهای برهنه خجالت زده شوند، فخر فروشی و تظاهر به طلا برایشان سودی نداشت.
در میان گروهی از دوستان که خارج از مرکز سیاسی و اقتصادی شهر زندگی می کردند کسی ادعایی به معنای مالی نداشت که ثابت کند.

۳_تفکر
برای اضطراب درمان های معدودی وجود دارد که بهتر از تفکر باشند.
با نوشتن مشکل روی کاغذ یا حرف زدن از آن در مکالمه اجازه می‌دهیم ویژگی های اصلی آن ظاهر شود.
سپس با شناخت ماهیتش، اگرنه خود مشکل، ولی ویژگی‌های آزارنده ثانویه اش مثل گیجی و سردرگمی را برطرف می‌کنیم.
اپیکور به ویژه این دغدغه را داشت که خود و دوستانش بیاموزند که اضطراب ها و نگرانی های خود درباره پول، بیماری، مرگ و امور فراطبیعی را تحلیل کند.
اگر کسی به طور عقلانی به میرایی و فنا پذیر بودن بیندیشد، به نظر اپیکور، در می یابد که پس از مرگ چیزی جز فراموشی و نسیان وجود ندارد.
بیهوده است که از قبل نگران چیزی باشید که چون فرا رسد مشکلی نمی آفریند.
بی‌معنا است اگر پیشاپیش از حالتی بترسیم که هرگز تجربه نخواهیم کرد:
کسی که واقعاً دریافته باشد در مرگ هیچ چیز هولناکی وجود ندارد، هیچ چیز هراسناکی در زندگی هم وجود ندارد.
تحلیل سنجیده و حساب شده فکر را آرام می کرد.
البته بعید است که ثروت هرگز کسی را بدبخت کند.
ولی اصل استدلال اپیکور این است که اگر پول داشته باشیم ولی از نعمت دوستان، آزادی و زندگی تحلیل شده محروم باشیم هرگز واقعاً خوشبخت نخواهیم برخوردار باشیم ولی پول نداشته باشیم ولی پول نداشته باشیم، هرگز بدبخت نخواهیم بود.


اپیکور نیازهای ما را به سه مقوله تقسیم کرد:
۱_بعضی نیاز ها نه طبیعی هستند و نه ضروری مانند شهرت و قدرت.
۲_بعضی نیازها طبیعی ولی غیرضروری هستند مانند خانه ی بزرگ، حمام خصوصی، مهمانی، خدمتکار، ماهی و گوشت.
۳_بعضی نیازها هم طبیعی هستند و هم ضروری مانند دوستان، آزادی، تفکر(درباره ی علل اصلی اضطراب : مرگ، بیماری، فقر، خرافه) غذا، مسکن، پوشاک.

بیایید آزمایشی انجام دهیم.
در این آزمایش خود را در زمانی تصور میکنیم که نیازها و امیالمان برآورده شده اند:
این روش تحقیق را باید درباره ی تمام نیازها به کار بست: اگر آنچه مشتاقانه میخواهم متحقق شود، چه اتفاقی برایم خواهد افتاد؟
اگر متحقق نشود، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
این روش باید حداقل پنج مرحله داشته باشد:
۱_طرحی برای خوشبختی مشخص کنید.
۲_تصورکنید که این طرح ممکن است نادرست باشد.
به دنبال استثناهایی برای پیوند مفروض میان موضوع مورد نیاز و خوشبختی بگردید.
آیا می توان موضوع مورد نیاز را داشت ولی خوشبخت نبود؟
آیا میتوان خوشبخت بود ولی موضوع مورد نیاز را نداشت؟
۳_اگر استثنایی پیدا شود، موضوع مورد نیاز ممکن نیست دلیل لازم و کافی خوشبختی باشد.
۴_برای اینکه درباره ی پیدایش خوشبختی، درست فکر کنیم، باید طرح اولیه را طوری تغییر دهیم که استثناراهم شامل شود‌.
۵_اکنون شاید نیازهای حقیقی بسیار متفاوت با نیاز نامشخص اولیه باشد.
تملک بیشترین ثروت، تشویش روح را برطرف نمی کند و به شادی چشمگیری هم نمی انجامد.

 

ادامه دارد…

کتاب منبع:

تسلی بخش های فلسفه

آلن دوباتن

مطالب مرتبط:

تسلی بخشی های فلسفه-قسمت اول

معرفی کتاب دنیای سوفی

معرفی کتاب وقتی نیچه گریست

ما می توانیم تغییر کنیم

همراه ما باشید:

آدرس صفحه ی اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

آدرس صفحه ی اینستاگرام نسترن صالحی

گردآورنده: نسترن صالحی

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!