تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت اول

1+
تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت اول
مدت زمان مطالعه: ده دقیقه
درباره ی غم های ناشی از عشق، آرتور شوپنهاور میتواند بهترین و درخشان ترین فیلسوف باشد.

تسلی بخشی قلب شکسته

یک داستان عشقی معاصر همراه با یادداشت های شوپنهاوری:
مردی سعی می کند در قطاری بین لندن و ادینبورو کار کند.
اوایل بعدازظهر یک روز گرم بهاری است.
کاغذها و دفترخاطرات روی میز جلویش قرار دارند و کتابی روی دسته ی صندلی باز است.
ولی این مرد از نیوکاسل به بعد نتوانسته فکرش را جمع کند.
یعنی از هنگامی که زنی به واگن وارد شد و در بین صندلی ها نشست.
این زن پس از این که چند لحظه با خونسردی به بیرون از پنجره نگاه می کرد، سرگرم خواندن چند مجله شد.
او مرد را به یاد پرتره ی خانم هوگ گولبرگ، اثر کریستن کبکه می اندازد.
او چند سال قبل این اثر را در موزه ای در دانمارک دیده و از مشاهده ی آن به طرز عجیبی تکان خورده و غمگین شده بود.
ولی برخلاف خانم هوگ گولبرگ، او موی قهوه ای کوتاه و شلوار جین و یک جفت کفش ورزشی و پلیور یقه هفت دارد که آن را روی تیشرتی پوشیده است.
مرد درمیابد که بر روی مچ دست چپ کک مکی رنگ‌پریده زن ساعت اسپرت دیجیتالی وجود دارد که به طرز نامتناسبی بزرگ است.
در تخیل خود مجسم می کند که دستش را در موهای خرمایی رنگ زن فرو می کند.
پشت گردنش را نوازش می کند و او را می بیند که در کنارش به خواب رفته و لب‌هایش اندکی مات است.
در خیال خود تصور می کند که با آن زن در خانه‌ای در جنوب لندن در خیابانی پر از درختان گیلاس زندگی می کند.
گمان میکند که آن زن باید طراح گرافیک یا پزشک متخصص در تحقیقات ژنتیکی باشد.
فکرش به دنبال راه‌هایی می‌گردد تا سر صحبت را با او باز کند.
او به این راه ها فکر می کند: بپرسد ساعت چند است؟
مدادی بخواهد.
نظرش را درباره آب و هوا جویا شود.
دلش میخواهد قطار تصادف کند و واگن آنها را به یکی از جوزارهای پهناور اطراف پرتاب شود.

تسلی بخشی قلب شکسته

آن زن را صحیح و سالم نجات خواهد داد‌.
همراه او به چادر نزدیکی که گروه امداد برپا کرده‌اند پناه می برد.
در آنجا به آنها چای ولرم تعارف می‌کنند.
آن دو به چشمهای یکدیگر خیره می‌شوند.
سالها بعد وقتی کشف می‌کنند که قبلاً در تصادف دردناک قطار سریع السیر ادینبورو با هم ملاقات کرده‌اند، مجذوب و شیفته یکدیگر خواهند شد.
ولی چون به نظر میرسد قطار تمایلی ندارد که از خط خارج شود، وگر چه میداند افکارش پوچ و بیهوده است.
مجبور می‌شود گلویش را صاف کند و از آن فرشته بپرسد آیا خودکار اضافی دارد یا نه.
این کار برای او مثل آن است که روی پلی بسیار بلند بپرد.
فلاسفه سنتا به این موضوع علاقه ای نداشته اند:
به نظر آنها، بلاها و مصیبت های عشق بیش از حد بچگانه است.
و شایسته تحقیق نیست.
بهتر است که این موضوع را به شاعران و مجنونان واگذارند.
وظیفه فلاسفه نیست که در باب گرفتن دست و نگارش نامه های معطر تامل کنند.
شوپنهاور از این بی تفاوتی حیرت کرد:
باید تهجب کنیم که چگونه موضوعی که معمولاً چنین آن نقش مهمی در زندگی بشر بازی می کند تاکنون تقریباً به کلی مورد بی اعتنایی فلاسفه بوده.
و به صورت ماده‌ای خام و نا پرورده در برابر ما قرار دارد.
این بی اعتنایی نتیجه انکار متکبرانه ی جنبه ای از زندگی بود.
که تصور انسان از خودش به عنوان موجودی عقلانی را نقض می کرد. شوپنهاور بر این واقعیت آزاردهنده تاکید داشت:
عشق در هر ساعتی جدی‌ترین اشتغالات را بر هم می زند.
گاهی برای لحظه ای حتی بزرگ ترین ذهن ها را فلج می کند.
عشق بدون هیچ درنگی، در مذاکرات دولتمردان و تحقیقات فضلا اختلال ایجاد می‌کند.
عشق میداند چگونه یادداشت های عشقی و گیسوان خود را حتی به داخل مجموعه اسناد وزارتی و دست نوشته های فلسفی بلغزاند.
عشق گاهی نیازمند قربانی کردن سلامت، ثروت، مقام و خوشبختی است.
شوپنهاور از آشوب و نگرانی ناشی از عشق متنفر بود.
ولی آن را نامناسب یا تصادفی نمیدانست.
این حالت کاملا با کارکرد عشق متناسب بود:
چرا این همه سروصدا و هیاهو؟
چرا این همه اضطرار، دادوقال و دلشوره؟
چرا چنان چیز بی اهمیتی باید چنین نقش مهمی بازی کند؟
هدف غایی تمام روابط عشقی، واقعا مهم تر از تمامی دیگر اهداف زندگی انسان است.
بنابراین کاملا سزاوار همان جدیت شدیدی است که همگان در مورد عشق از خود نشان میدهند.
هدف چیست؟
نه وصل و نه آزادی جنسی، نه مفاهمه و نه سرگرمی.
امر رمانتیک بر زندگی غالب است، زیرا:
این امر تعیین کننده ی چیزی غیر از آفرینش نسل بعدی نیست.
چون عشق ما را با چنان نیرویی به سوی دومین فرمان از دو فرمان مهم اراده ی معطوف به حیات پیش می برد.
شوپنهاور آن را گریز ناپذیر ترین و فهمیدنی ترین دلمشغولی ما میدانست.

ادامه دارد…

منبع:

تسلی بخشی های فلسفه

آلن دوباتن

تسلی بخشی قلب شکسته

مطالب مرتبط:

عشق، عمیق ترین احساس

قصه های عشق

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟50

درس 12 : ارتباط با خالق، عشق به مخلوق و مهربانی با خود

عشق مرز نمی شناسد

تحلیل آهنگ اسمش عشقه از مرتضی پاشایی

هنر عشق ورزی یک _ پادکست چهارم

عشق زنده به گور شده

عشق سمی 10

انتخاب عشقی و تکمیل کار ناتمام کودکی 2

با ما همراه باشید:

آدرس صفحه ی اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

رادیوباهم

آدرس صفحه ی اینستاگرام نسترن صالحی

گردآورنده: نسترن صالحی

8

نظرات

  • Admin bar avatar
    مهناز مرادیان نژاد
    ۱۳۹۹-۰۴-۱۰

    درود بر شما

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!