تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت آخر

تسلی بخشی قلب شکسته
2+

تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت آخر

مدت زمان مطالعه: پنج دقیقه
ما نسبت به حیوان ها یک امتیاز داریم.
شاید ماهم مثل آن ها مجبور باشیم برای بقا بجنگیم.
شریک زندگی خود را شکار کنیم.
بچه داشته باشیم.
ولی علاوه بر این ها، میتواتیم به تئاتر، اپرا و کنسرت برویم.
تسلی بخشی قلب شکسته
شب ها در رختخواب، رمان، فلسفه و اشعار حماسی بخوانیم.
شوپنهاور چنین فعالیت هایی را خاستگاه متعالی رهایی از نیازهای اراده ی معطوف به حیات می دانست.
چیزی که در آثار هنری و فلسفی میبینیم، درد ها و تقلاهای خودمان هستند که با زبان یا تصویر مناسبی، مجسم و تعریف میشوند.
هنرمندان و فلاسفه علاوه بر اینکه احساساتمان را به ما نشان میدهند، تجربیات ما را تاثیرگذارتر و هوشمندانه تر از خودمان بیان میکنند.
آن ها وضعیت ما را به خودمان توضیح میدهند.
به این ترتیب به ما کمک میکنند تا در این وضعیت احساس تنهایی و پریشانی کمتری داشته باشیم.
ما از طریق کارهای خلاقانه میتوانیم حداقل بصیرت هایی درباره ی غم و غصه های خود پیدا کنیم.
که ما را از احساس وحشت و انزوا و زجر کشیدن ناشی از این اندوه ها خلاص میکنند.
فلسفه و هنر، به دو شیوه ی متفاوت، به ما کمک میکنند تا به قول شوپنهاور درد را به معرفت تبدیل کنیم.
شوپنهاور دوست مادرش، یوهان ولفگانگ فون گوته، را به این علت می ستود که بسیاری از دردهای عشق را به معرفت تبدیل کرده بود.
مشهور ترین اثر او رمانی بود که در بیستوپنج سالگی منتشر کرده بود.
رنج های ورتر جوان عشق نافرجام یک مرد جوان به یک زن جوان را بازگو میکرد.
ولی در عین حال مسائل عاشقانه ی هزاران نفر از خوانندگان را هم توصیف میکرد.
خوانتدگان اثر گوته نه فقط خودشان را در رنج های ورتر جوان باز میشناختند بلکه در نتیجه مطالعه ی آن کتاب خودشان را هم بهتر میفهمیدند.
چون گوته مجموعه ای از لحظات زودگذر و آزارنده ی عشق را شفاف کرده بود.
او برخی از قوانین عشق را معرفی کرد.
یعنی آنچه شوپنهاور ایده های ذاتی روانشناسی رمانتیک میخواند.
برای مثال او به بهترین نحو رفتار ظاهرا مهربانانه ولی با وجود این، به شدت بی رحمانه ی فرد غیر عاشق با فرد عاشق را درک کرده بود.
تسلی بخشی قلب شکسته
در اواخر رمان، ورتر، که از احساساتش آسیب دیده، در برابر لوته از پا در می آید:
او گریست: لوته، دیگر نباید تو را ببینم!
لوته جواب داد: چرا؟
ورتر تو می توانی و باید دوباره به دیدار ما بیایی، ولی کمتر هیجان زده باش.
اوه، چرا باید با چنین روح پر شوری زاده شده باشی، با چنین شور مهار نشدنی نسبت به هر چیزی که به آن نزدیک هستی!
دست ورتر را گرفت و ادامه داد:
خواهش می کنم آرام تر باش.
به شادی های زیادی بیندیش که روحت، دانشت و استعداد هایت به تو میبخشد.
لازم نیست در آلمان نیمه ی دوم قرن هجدهم زندگی کرده باشیم تا جملات بالا را درک کنیم.
شوپنهاور میدانست که جوهر هنر این است که یک مورد هنری برای هزاران نفر کاربرد دارد.
وقتی متوجه میشویم که مورد ما فقط یکی از هزاران مورد است تسلی میابیم.
مطالعه ی داستان سوزناک عشقی سبب می شود خواستگاری که جواب رد گرفته، حال و روز بهتری پیدا کند؛ زبرا دیگر او تتها کسی نیست که در تنهایی و پریشانی رنج میبرد.
بلکه جزئی از مجموعه ی گسترده ی انسان هایی است که در طول تاریخ عاشق دیگر انسان ها شده اند.
چون به حکم رانه ی درونی دردناک خود میخواستند نوع بشر را تکثیر کنند.
از تلخی رنج او اندکی کاسته میشود.
رنج او بیشتر قابل درک میشود و کمتر یک بدبختی منحصر به فرد شخصی شمرده میشود‌.
شوپنهاور درباره ی کسی که میتواند به چنین عینیتی برسد میگوید:
در تمام بدبیاری های زندگی، کمتر به تقدیر فردی خود و بیشتر به تقدیر بشریت به عنوان یک کل، خواهد نگریست.
بنابراین شناسنده خواهد بود نه رنج دیده.
ما باید در فواصل دوره های حفاری در تاریکی، همواره بکوشیم تا اشک های خود را به معرفت تبدیل کنیم.
پایان…

منبع:

تسلی بخشی های فلسفه

آلن دوباتن

تسلی بخشی های فلسفه

مطالب مرتبط:

تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت اول

تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت دوم

تسلی بخشی قلب شکسته-قسمت سوم

عشق، عمیق ترین احساس

قصه های عشق

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟50

عشق مرز نمی شناسد

عشق زنده به گور شده

انتخاب عشقی و تکمیل کار ناتمام کودکی 2

انواع عشق کدامند؟

با ما همراه باشید:

آدرس صفحه ی اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

آدرس صفحه ی اینستاگرام نسترن صالحی

گردآورنده: نسترن صالحی

 

7

نظرات

  • Admin bar avatar
    مهناز مرادیان نژاد
    ۱۳۹۹-۰۴-۳۱

    درود بر شما
    عالی بود

    0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!