تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم force majeure

تحلیل روانشناسی فیلم _ فورس ماژور
5+

تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم force majeure

تحلیل روانشناسی فیلم _ مرکز مشاوره ی آنلاین دکتر الهام مبلیان

زمان لازم برای مطالعه : 7 دقیقه 

درباره ی فیلم :

ژانر : درام

بازیگران : یوهانس کوکنه، لیزا لوون کونگسلی، کلارا وترگون، وینسنت وترگون، کریستوفر هیویو، فتنی متلویز

نویسنده : روبن استولوند

کارگردان : روبن اوستلوند

تهیه کنندگان : اریک همندورف، ماری کجلسون

محصول : سوئد

تاریخ انتشار : 2014

مدت : 119 دقیقه

خلاصه ی فیلم :

این فیلم درمورد خانواده ی چهار نفره ای است که دوران تعطیلات خود را در پیست اسکی می گذرانند. با آمدن ناگهانی بهمن، مشکلات زیادی برای آن ها ایجاد می شود….

force majeure _ مرکز مشاوره ی آنلاین دکتر الهام مبلیان

تحلیل فیلم :

این فیلم، خانواده ی به ظاهر شادی را به سرپرستی توماس، به نمایش می گذارد.

با وجود آرامش و شادی ظاهری، این خانواده، از درون، دارای مشکلات زیادی هستند.

حال به تحلیل این خانواده می پردازیم :

توماس : نمونه ی بارز یک نهاد سرکش می باشد که تنها به دنبال غرایز و ارضای آن ها بوده و کمتر، به فکر خانواده است.
او شخصی بی توجه ، تظاهر نما، فریبکار و… می باشد. استفاده ی مکانیسم های دفاعی دلیل تراشی و انکار، در این شخص، هنگام بحث با همسر و دوستانش، به شدت قابل رویت است. مثلا زمان توضیح علت فرار و تنها گذاشتن همسر و فرزندانش، فقط توجیه غیر منطقی آورده و واقعیت موضوع را انکار می کند و اصرار دارد که همسرش این موضوع را فراموش کند. مکانیسم های دفاعی، زمانی استفاده می شود که فرد، متحمل اضطراب و احساس گناه زیادی شود. توماس، به دلیل تنها گذاشتن خانواده، احساس گناه زیادی را تجربه می کرد و برای کاهش احساس گناه خود، ناخودآگاه از این مکانیسم های دفاعی استفاده کرد.
زبان بدن او، هنگام بحث با دوستان و همسرش، اکثرا تدافعی است زیرا در این مواقع، دست به سینه می شود که این حرکت، نشان دهنده ی حالت تدافعی می باشد و نشان می دهد که او، نسبت به وقایع اتفاق افتاده، گارد دارد.
او در درون خود، یک ترس بزرگ داشت. ترس از مرگ و نیستی… او هنگام بارش ناگهانی بهمن، به راحتی خانواده خود را تنها گذاشت و برای نجات جان خود، از آن ها گذشت و پس از آرام شدن اوضاع، دوباره به آن ها بازگشت. بر اساس نظریه ی فرویید، نهاد، ساختاری از شخصیت است که به بقاء فرد، کمک می کند و توماس، برای بقاء خود، تصمیم به فرار و تنها گذاشتن خانواده اش، گرفت.

توماس به علت غروری که داشت نمی توانست قبول کند که اشتباه کرده است و حتی اشتباهات گذشته اش را هم قبول نکرده بود.

تا بالاخره در جایی که زندگی زناشویی، خود را در خطر دید و در خودش جست و جو کرد و به اشتباهاتش پی برد.

در سکانسی از فیلم، توماس به همسرش می گفت:

«من از خودم بدم میاد»

انسان ها تا زمانی که با خودشان بد باشند و خودشان را دوست نداشته باشند، نمی توانند با دیگران هم برخود مناسب و خوبی داشته باشند. تا زمانی که در صلح درونی نباشیم نمی توانیم با جهان بیرون هم صلح کنیم.

فیلم فورس ماژور _ مرکز مشاوره ی آنلاین دکتر الهام مبلیان

ایبا : همسر توماس و حامی این خانواده است. او همیشه ناظر بر اعمال خانواده اش است و نمونه ای بارز از یک فراخود قوی، که هرکاری جز رسیدگی به همسر و فرزندانش، برایش احساس گناه ایجاد می کند، می باشد‌. در سکانسی از فیلم، شاهد هستیم که توماس از این که دختری، او را خوشتیپ می پنداشت و به عبارتی از او خوشش آمده بود، خوشحال شد و واکنشی نشان نداد اما ایبا، حتی در مورد زن غریبه ای که با وجود متاهل بودن، دوست پسر داشت، به هم می ریخت و مضطرب می شد.
ایبا همیشه سعی در متقاعد کردن طرف مقابل، به هر قیمتی که شده، دارد. او سعی می کند دیگران را قاضی ماجرا قرار دهد و همسرش را جلوی دیگران خرد می کند، بدون این که جداگانه با او صحبت کند و احساس واقعیش را با او در میان بگذارد.
طبق مثلث کارپمن، ایبا سعی می کند در نقش قربانی فرو رود و توماس را در نقش زجر دهنده قرار دهد و در این میان، دوستان و آشنایانش را در نقش رابین هود قرار می دهد.
مشکلات این زوج، زمانی بیشتر و آشکار تر شد که توماس، آن ها را برای حفظ زندگی خود، تنها گذاشت. این مشکلات، تاثیر بدی روی دو فرزندشان داشت. پسر کوچک آن ها هری، به دلیل ترس از طلاق پدر و مادرش، تکانشی و پرخاشگر شده بود و دخترشان ورا، ساکت و افسرده شده بود.

تحلیل روانشناسی فیلم _ فورس ماژور

 

تحلیل کلی فیلم :

_ توماس، فردی بود که احساساتش را زیاد سرکوب می کرد و نمی توانست به گفتگوی منطقی با همسرش بپردازد. شاید تنها مشکل رابطه ی او با همسرش این بود که نمی توانستند به درستی با یکدیگر گفتگو کنند و به تبادل نظر بپردازند. همانگونه که دیده شد، این زن و شوهر، سعی داشتند یک حریم خصوصی دور از چشم بچه ها برای صحبت با یکدیگر داشته باشند ولی قادر نبودند قانون شنونده و گوینده بودن، برای یکدیگر را رعایت کنند. نهایتا حرف هایشان به دعوا و تحقیر یکدیگر و یا گریه و تخلیه احساسات، ختم میشد و قادر نبودند به درستی با هم حرف بزنند.
_ توماس، مدام احساسات ناخوشایند خود را سرکوب می کرد ولی وقتی گریه کرد و به صورت شدیدی، ناله کرد، انگار بار بزرگی از شانه هایش کم شده و کمی آرام تر شد. تخلیه درست احساسات و درک آن ها توسط همسر، یکی از مهارت های اصلی زندگی می باشد.
_ این زن و شوهر، قدرت حل تعارض، به صورت مطلوب را نداشتند. ایبا با متهم کردن صدرصد توماس و همچنین خرد کردن او، در جمع، با بازگو کردن وقایعی که اتفاق افتاده، و توماس هم با انکار و توجیه غیر منطقی، پیش می رفتند و هر روز، فاصله ی بین آن ها بیشتر می شد. اگر آن ها به جای این کار، سعی در حل مسئله، به صورت مطلوب و درست داشتند، تعارض ایجاد شده برای آن ها، باعث پیشرفتشان می شد نه این که اوضاع را بدتر کند.

سخن آخر :

مشکلات زندگی زناشویی خود را با هنر گفتگو، حل کنیم…

نگذاریم کودکانمان از مشکلات ما آسیب ببینند…

والدین، بزرگترین الگو برای کودکان خود هستند…

تحلیل و یررسی روانشناسی _ force majeure film

فیلم های روانشناسی دیگری که تحلیل شده اند : 

زندگی خصوصی

برادرم خسرو

اسرافیل

کفشهایم کو؟

لاک قرمز

زیر سقف دودی

آینه های روبرو

متری شیش و نیم

خشم و هیاهو

لواسان

هلن

آذر

مردن به وقت شهریور

نبات

انیمیشن کوکو

روانی

رستگاری در شاوشنگ

لئون

گنجشک سرخ

داستان ازدواج

جزیره شاتر

قوی سیاه

جوکر

هفت

کتاب سبز

دختر گمشده

بچه های کوچک

به من خوش آمدی

او

زندانی ها

شکاف

ذهن زیبا

قصر شیشه ای

با ما همراه باشید
تحلیلگران : فرزین فقیه، مریم امینی تهرانی، حورا دهدشتی زاده

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو با هم

پایگاه سلامت روان وبلاگ شخصی فرزین فقیه
روانشناسی آسان وبلاگ شخصی مریم امینی تهرانی
روانشناسی سرگرمی وبلاگ شخصی حورا دهدشتی زاده

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!