تحلیل روانشناختی فیلم LEON

تحلیل روانشناختی فیلم لئون
10+

تحلیل روانشناختی فیلم لئون حرفه ای:

زمان پیشنهادی مطالعه: 15 دقیقه

 

تحلیل فیلم

 

کارگردان و نویسنده: لوک بسون

تهیه کننده: پاتریک لدوکس

بازیگران: ژان رنو – ناتالی پورتمن – گری اولدمن – دنی آیلو – جرج مارتین

موسیقی: اریک سرا

تاریخ انتشار: 14 سپتامبر 1994

مدت زمان: 110 دقیقه

زبان: انگلیسی

خلاصه ی فیلم:

قاتلی حرفه ای موسوم به لئون (ژان رنو)، که در آپارتمانی در محله ی ایتالیایی نشین شهر نیویورک ساکن است، با دختری 12 ساله به نام ماتیلدا (ناتالی پورتمن) آشنا می شود.

در غیاب ماتیلدا، استن (گری اولدمن) پلیسی تبهکار، پدر و دیگر اعضای خانواده او را به خاطر کم بودن بار مواد مخدر میکشد.

ماتیلدا پس از دیدن صحنه قتل، به لئون پناه می برد…

 

تحلیل فیلم

 

تحلیل و بررسی روانشناختی فیلم:

لئون، فیلمی که به زیبایی احساسات‌ متناقض را در کنار هم قرار میدهد.

نقش اول فیلم، لئون، مردی با ظاهری جدی، دقیق، منظم، سخت کوش، مرموز، تلاشگر، عجیب و شاید در نظر اول، مردی خشن به نظر برسد.

یکی از نکاتی که این فیلم به مخاطب ارائه میکند دقیقا این موضوع است که قضاوت انسان ها، از روی ظاهر آن ها، ممکن نیست.‌

در طی فیلم میبینیم که در پشت این ظاهر جدی و ساکت و بی احساس، قلبی مهربان و پر حس وجود دارد.

کسی که در جریان فیلم متوجه میشویم، فارغ از شغل و حرفه اش و فارغ از چیزی که از خود به نمایش میگذارد، دلسوز و مهربان و فداکار است و به شدت بر خود و احساسات و امیالش کنترل دارد.

لئون یک پاک کننده یا آدمکش بسیار باهوش، منزوی، سرد و بی روح است و ارتباطات اجتماعی ضعیفی دارد.

تنها دوست او به عقیده ی خودش، گلدانی است که سال ها با او همراه بوده است.

در ابتدا فرض ما بر این می رود که لئون شخصیت ضد اجتماعی است.

چون به راحتی انسان ها را می کشد، اما کمی که پیش می رود میبنیم که او نه تنها نسبت به دیگران بی تفاوت نیست که حتی برای نجات دیگران، جان خودش را به خطر می اندازد. 

او در ادامه حتی ماتیلدا را دوست می دارد.

همچنین او علاقه ی عمیقی نسبت به گلدانش دارد و آن را همه جا می برد و مراقبش است.

 

تحلیل روانشناختی فیلم لئون

 

پس تا اینجا به این نتیجه می رسیم که او نمی تواند شخصیت ضد اجتماعی باشد.

چراکه نسبت به دیگران بی تفاوت نیست و به مردم اهمیت میدهد.

او دارای احساسات عمیق است، همانطور که پس از سال ها، به عشق اولش پایبند مانده است.

اما می توانیم بگوییم او کمی دارای وسواس است.

زیرا او دارای دقت بسیار بالایی در کارش است و در زمان بخصوصی بیدار می شود، ورزش می کند، گلدانش را هر روز تمیز می کند و مقدار مشخصی غذا همیشه می خرد و رژیم غذایی خاصی دارد که به شدت به آن پایبند است.
با تاکید بر این موضوع که قتل و آدم کشی، در هیچ شرایطی قابل قبول و قابل توجیه نیست، میتوانیم ببینم که شرایط زندگی و اتفاقات و حوادثی که از ابتدا در زندگی یک شخص روی میدهند، چه تاثیر قابل توجه و مهمی در شکل گیری و یا تغییر شخصیت افراد دارند.

تا جایی که شاید این تغییرات در شخصیت فرد و این تاثیرات در روند زندگی آینده ی او، هرگز قابل جبران نباشد.

همانطور که میبینیم، لئون خطاب به ماتیلدا در سکانسی میگوید:

وقتی یکی رو بکشی، دیگه زندگی هیچ وقت مثل قبل نیست برات!

لئون، بعد از کشته شدن کسی که دوستش داشته، مدام درحال سرکوب کردن احساسات خود می باشد.

برای مثال وقتی سینماست و می‌خندد به پشت سر نگاه می‌کند که مبادا کسی متوجه این قضیه شده باشد.

تاثیرات آن اتفاق، در زندگی لئون باقی مانده و احساسات او بعد از آن حادثه، درهمان نقطه متوقف میشود و رشد پیدا نمی‌کند.

او سعی می‌کند احساسات خود را نادیده بگیرد.

اگر بخواهیم از دید فروید به این قضیه نگاه کنیم:

خشونت لئون، قسمت خودآگاه او را نشان می‌دهد و مهربانی و عشقی که در ادامه، با یک محرک (ماتیلدا)، پدیدار می‌شود، مربوط به قسمت ناخودآگاه شخصیتش است.
لئون که به خاطر یک انتقام، از ۱۹ سالگی سرنوشت خودش را با خون و اسلحه و قتل گره میزند، راه سختی را انتخاب میکند که در آن مجبور به نشسته خوابیدن است و یا به قول خودش، با یک چشم باز خوابیدن.

چرا که او به کسی اعتماد ندارد و همیشه در حالت آماده باش است.

قتل، هیچ توجیهی ندارد و لئون، که ناخواسته و تلخ و در طی جریانات زندگی اش، در این راه قرار گرفته، قوانین خاص خودش را دارد.

نه زن و نه بچه ای! هیچ زن و بچه ای، هدف تیر او قرار نمیگیرند.

نکته و تناقضی که شخصیت لئون را منحصر به فرد می کند، مهربانی و دل رحمی، در اوج آدم کشی!

لئون، زیاد احساسات خود را بروز نمی دهد ولی زمانی که حرفش، با احساساتش هماهنگ نباشد، نگاهش را از طرف مقابلش می دزدد و به چشمش نگاه نمی کند.

در تفسیر حرکات زبان بدن (Body Language)، این حرکت معمولا به معنی عدم صداقت در صحبت است.

زمانی که  لئون، در مورد احساساتش به ماتیلدا، حرفی بر خلاف میل باطنی اش به او میزند، دائم نگاهش را از او می دزدد.

با وارد شدن ماتیلدا به زندگی لئون، تمام قوانین و تعادل زندگی بی روح و ربات گونه و سرد لئون برهم میخورد و جریانی تازه در آن برقرار میشود.‌

 

تحلیل فیلم

 

ماتیلدا، دختر بچه ی ۱۲ ساله ای که دست سرنوشت او را زنده نگه میدارد.

گویی ماتیلدا، از بین افراد خانواده اش برگزیده میشود تا به جنگ زندگی برود.

دختری که شاید بیشتر از سن و سالش و خیلی بیشتر از ظرفیتش، تجربه های سخت و تلخ داشته است.
او خیلی زود، پا در راه دنیای بی رحم و دشوار بزرگسالی میگذارد.

ماتیلدا زندگی خوبی را با پدر و نا مادری خود، تجربه نکرده است.

پدر او، که باید تکیه گاهی امن برای این دختر باشد، او را مدام مورد ضرب و شتم قرار داده و دشنام می دهد.

در سکانسی از فیلم میبینیم که وقتی پدر ماتیلدا، از جانب پلیس مورد فشار روحی و آزار قرار میگیرد، خشم، عصبانیت و حرص خود را سر ماتیلدا خالی میکند و او را میزند.

در این سکانس، استفاده از مکانیسم دفاعی جابجایی، به خوبی مشهود است.

پدر ماتیلدا، خشم خود را از یک منبع پر خطر ( پلیس های فاسد و بی رحم )، بر سر یک منبع کاملا بی خطر ( ماتیلدا )، خالی می کند تا اضطرابش کمتر شود.

رگه های افسردگی در ماتیلدا مشاهده می شود، مانند مصرف سیگار، غم و اندوه، ترک تحصیل و…

این افسردگی، ثانویه بوده و بخاطر شرایط نابسامان موجود در خانواده اش مبتلا به آن شده است.

ماتیلدا که شاهد صحنه های بسیار غم انگیز و دردناکی برای اعضای خانواده اش میشود، دنیای پاک و ساده و زیبای کودکی اش، فرو میریزد.

اگر او با لئون آشنا نمیشد، به دلیل سپری کردن دوران کودکی نامساعد، محیط خانوادگی بد و مواجه شدن با صحنه های دلخراش و تاثیرات بسزای هرکدام از این موارد بر شخصیت انسان، در آینده تبدیل به یک فرد ضد اجتماعی میشد.

لئون و ماتیلدا که برحسب اتفاق، در زندگی یک دیگر قرار میگیرند و همراه میشوند، هر دو تاثیراته قابل توجهی بر زندگی دیگری میگذارند.

با حضور ماتیلدا، احساسات و قلب و روح سرکوب شده ی لئون، بار دیگر به او باز میگردد.

لبخند و حسی که سال ها از خود دریغ کرده است، مجددا برایش زنده میشود.

ماتیلدا به زندگی او جریان و روح میبخشد و او را انعطاف پذیر و زنده میکند.

در سکانسی به ماتیلدا میگوید: تو به زندگیه من معنا دادی!

در مقابل، لئون، سر آغاز راه و حسی متفاوت برای ماتیلداست.

کسی که بر خلاف میل باطنی اش، به ماتیلدا آموزش آدم کشتن میدهد، ولی در پشت تمام این آموزش ها و این شغل و حرفه، قلب ماتیلدا را به سمت مهربانی و محبت هدایت میکند.

تحلیل روانشناختی فیلم لئون

 

ماتیلدا که در ابتدا، قلبش را سیاهی و خشم و انتقام طلبی فرا گرفته است، با لئون، مسیر زندگی اش را به درستی تغییر میدهد و غرق در سیاهی احساساتش نمیشود.

او که پدری حامی و تکیه گاه نداشته است و در خانواده اش، حس امنیت را دریافت نکرده، رفته رفته به لئون، علاقمند می شود.

به این دلیل که لئون، پناهگاهی برای ترس ها و تنهایی او میشود.

تمام آرامش و حمایت و حسی که باید از پدر و خانواده اش بدست می آورده را، حال از لئون دریافت میکند.

لئون هرگز از احساسات پاک و کودکانه ی ماتیلدا سواستفاده نکرده و با خود کنترلی و انسانیت، به قیمت جانش از او محافظت میکند.

شخصیت دیگری که در فیلم، جای تحلیل و بررسی دارد، استن است.

که کسی در ظاهر پلس است ولی در واقع، نمونه ی بارز یک شخصیت بی رحم و بیمار است.

تحلیل فیلم

 

مرد معتادی که مامور قسمت مبارزه با مواد مخدر است!

او مبتلا به اختلال شخصیت ضد اجتماعی است.

افراد مبتلا به این اختلال، هیچ احساسات عمیقی ندارند، به راحتی به دیگران آسیب می رسانند.

در سطح خیلی پیشرفته، به راحتی افراد را می کشند و هیچ احساس گناهی هم در این افراد وجود ندارد.

زیرا آنها فاقد احساسات هستند.

همانطور که میبینیم، استن فردی زبان باز، عصبی، دروغگو و فریبکار، بدون احساس همدلی و همدردی و بدون احساس گناه می باشد که به راحتی انسان های بی گناه را میکشد و حتی به کودک چهار ساله رحم نمیکند.

او بدون افرادش فقط مردی بزدل و ضعیف النفس است که حتی قدرت رویایی با یک نفر را ندارد.

او برای شکست دادن دشمنش که یک مرد تنهاست، یا نیاز به یک ارتش دارد و یا از پشت ضربه میزند!

 

تحلیل فیلم

 

سخن پایانی:

* قضاوت کردن افراد، از توانایی و آگاهی ما خارج است و کار ما نیست!

انسانی را میبینیم در ظاهر خشن، که قلبی پاک و سرشار از انسانیت دارد و حتی زمانی که جانش در خطر است، خود را نسبت به نجات یک گل از حادثه، مسئول میداند.
و در مقابل فردی را میبینیم که در لباس پلیس، هیچ ظلم و جنایتی را دریغ نمیکند.

* انسان ها در زندگی یک دیگر، ردی همیشگی به جا میگذارند.

هیچ حضوری در زندگی افراد، بی حکمت نیست.

بکوشیم تا نقشی زیبا در زندگی یک دیگر حک کنیم.

پایان.

تحلیلگران: نوشین آقاخانی – فرزین فقیه – حورا دهدشتی زاده – فاطمه مجیری

مطالب مرتبط:

تحلیل روانشناختی فیلم جوکر

تحلیل روانشناختی فیلم برادرم خسرو

تحلیل روانشناختی فیلم گنجشک قرمز

تحلیل روانشناختی فیلم کفش هایم کو

تحلیل روانشناختی فیلم قوی سیاه

با ما همراه باشید:

کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان

اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

127

نظرات

  • Admin bar avatar
    فرزین فقیه
    ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

    خسته نباشی عالی بود

    1+
    • Admin bar avatar
      نوشین آقاخانی
      ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

      مرسی از شما و زحماتتون💚

      1+
  • Admin bar avatar
    صبا فدایی
    ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

    عالی بود خداقوت.

    1+
    • Admin bar avatar
      نوشین آقاخانی
      ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

      سپاس از شما خانم فدایی عزیز💜

      1+
  • Admin bar avatar
    حورا دهدشتی زاده
    ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

    واقعا عالی بود، هر قسمتشو که می خوندم دلم می خواستم بقیشم بخونم، کاملا پویا و کامل و خوب بود. مرسی از همه ی بچه ها

    1+
    • Admin bar avatar
      نوشین آقاخانی
      ۱۳۹۸-۱۲-۲۷

      مرسی از شما و همه ی بچه های گروه.

      0
  • Admin bar avatar
    مهناز مرادیان نژاد
    ۱۳۹۸-۱۲-۲۶

    خداقوت
    بسیار عالی بود
    موفق باشید

    0
    • Admin bar avatar
      نوشین آقاخانی
      ۱۳۹۸-۱۲-۲۷

      خیلی ممنونم از همراهی شما.

      0

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!