تحلیل روانشناختی فیلم در جست و جوی خوشبختی

کریس
5+
تحلیل روانشناختی فیلم در جست و جوی خوشبختی:
زمان پیشنهادی مطالعه: 12 دقیقه
تحلیل فیلم
کارگردان: گابریل موچینو
تهیه کننده: ویل اسمیت – تاد بلک – جیمز لاسیتر
نویسنده: استیون کانراد
بازیگران: ویل اسمیت – جیدن اسمیت – تندی نیوتون – میشل کروزیک – دن کستلانتا
تاریخ انتشار: دسامبر 2006
مدت زمان: 117 دقیقه
کشور: ایالات متحده
زبان: انگلیسی
خلاصه ی داستان:
این فیلم داستان واقعی کریس گاردنر سیاه پوست است.
شغلش فروختن اسکنر های پزشکی است و با همسرش لیندا و پسرش کریستوفر، زندگی سختی را میگذرانند.
لیندا دیگر تحمل شرایط سخت را ندارد و…
تحلیل روانشناختی فیلم:
این فیلم همانطور که از اسمش پیدا ست، داستان مردی است که به دنبال راهی برای رسیدن به خوشبختی است.
در واقع، دو مفهوم اساسی مرتبط باهم، یعنی “تلاش برای رسیدن به خوشبختی” و “رسیدن به خوشبختی” ، به تصویر کشیده میشود.
این فیلم، نماد تلاش و کوشش و خستگی‌ ناپذیری است.‌
تلاش برای رسیدن به هدف، نا امید نشدن و حتی با وجود خستگی، از پا ننشستن.
** کریس نقش اول این فیلم:
مردی شجاع، منطقی، مسئولیت پذیر، اجتماعی، مدافع حقوق، باهوش، مستقل و منعطف است.
او می توانست به راحتی با دیگران گرم بگیرد و آنها را به خود جذب کند.
همین ویژگی شخصیتی اش، کمک زیادی به او برای رسیدن به موفقیت در زندگی اش کرد.
ویژگی دیگری که شخصیت کریس داشت این بود که او پشتکار بسیار بالایی داشت.
هرگز نا امید نشد و همچنین شخصیتی جست و جو گر داشت.
در سکانسی که برای مصاحبه ی کاری رفته بود شخصیتش را اینگونه عنوان کرد:
من اگر جواب سوالی رو ندونم، میگم که نمی دونم ولی حتما جواب سوال رو پیدا می کنم!
تحلیل فیلم
کریس تاثیر گذار ترین شخصیت فیلم است که در ابتدا، زندگی غنی و خوبی ندارد.
او برای هر قسمت از زندگی اش، نامی انتخاب کرده که هر قسمت، دارای یک ویژگی خاص است.
این قسمت ها عبارت اند از:
الف) رانندگی اتوبوس:
به قسمت کار های روزمره ی کریس اشاره داشت که هر روز برای فروختن دستگاه اسکنر، با اتوبوس به مطب دکتر ها می رفت‌.
ب) احمق بودن:
قسمتی از زندگی کریس که ویژگی آن، اعتماد به هرکسی بود.
مثل موقعی که اسکنر خود را به یک نوازنده سپرد و نوازنده، اسکنر را دزدید.
کریس فردی  بود که به سادگی به دیگران اعتماد میکرد.
پیغامی که دزدیده شدن دستگاه اسکنر در فیلم داشت، شاید این بود که مهربانی و اعتماد خوب است، ولی باید منطقی و کنترل شده باشد تا به فرد آسیب نرسد.
ج) دویدن:
قسمتی از زندگی کریس بود که در آن، او به دنبال هرچیزی که از دست داده بود و یا هرچیزی که می خواست آن را بدست آورد، می دوید و تلاش میکرد.
د) خوشبختی:
بخش بسیار پر اهمیت زندگی کریس بود که رسیدن به آن، نیازمند یک سری قوانین بود.
کریس به مرور متوجه شد که برای رسیدن به هدف و خوشبختی، باید آن هارا رعایت کند.
این قوانین، عبارت اند از:
1- تا شکست نخوری، نمی تونی بفهمی که پیروزی و خوشبختی، چه مزه ای میده!
پس با شکست خوردن، نباید جا زد.
کریس که دائم در حال دویدن و تجربه ی شکست بود، نهایتا به پیروزی رسید.
2- اگر کسی بهت گفت که نمی تونی موفق بشی، در اصل خود اون فرد، نتونسته موفق بشه و دلش نمی خواد که تو هم موفق بشی.
همیشه باید از این افراد، دوری کرد و به چنین حرف هایی توجهی نکرد و به دنبال رویاهات رفت.
مثلا در سکانس هایی، همسرش به او میگفت که تو نمیتوانی و موفق نمیشوی، ولی او به شکل مداوم تلاش میکرد تا ثابت کند که میتواند.
یا زمانی که یکی از رئیس هایش به او گفت که تو نمیتوانی مکعب روبیک را حل کنی، او آنقدر تلاش کرد تا موفق شد.
تحلیل فیلم
در دیالوگی، کریس به پسرش میگوید:
اگه آرزویی داری، باید سعی کنی بهش برسی.
اشخاصی که نمیتونن خودشون کاری انجام بدن، بهت میگن توام نمیتونی.
اگه چیزی رو میخوای براش تلاش کن تا بهش برسی.
3- قرار نیست که با یکبار تلاش کردن، سریع به نتیجه برسی.
خوشبخت شدن، نیازمند تجارب گوناگونه که این تجربه ها، شامل تجربه ی شکست و ورشکستگی هم میشه.
کافیه از دل بدبختی ها، معنای زندگی خودتو پیدا کنی و به سمت خودشکوفایی، قدم برداری.
همانند کریس که از استعداد خود در ریاضی استفاده کرد و دلال سهام شد.
4- امید، اصلی ترین وسیله ای می تونه باشه که در رسیدن به اهدافت، به تو کمک می کنه.
بدترین و بی استعداد ترین آدم دنیا هم که باشی، بازم می تونی با خلاقیت خودت، راهیو بسازی که به هدفت برسونتت.
پس اون چیزی که مانع رسیدن تو به هدفت و نهایتا خوشبختی میشه، باور منفی خودته.
راه رسیدن، ممکنه سخت و دشوار باشه ولی غیر ممکنه که نشه ازش عبور کنی.
* امید برای زندگی، مثل‌ اکسیژن برای ریه هاست.
امید یکی از مهم ترین شاخص ها برای ادامه دادن راه پر از فراز و نشیب زندگی است.
کریس پدری فداکار، مهربان، با مسئولیت و با تدبیر بود.
خوشبختی
کسی که میتوانست با وجود همه ی درد ها و سختی های که متحمل میشود، رابطه اش را با فرزندش مدیریت کند و او را از خود نرنجاند.
با وجود مشکلات مالی و عاطفی ای که با همسرش داشت، کنجکاوی، بازی ها و داستان های کودکانه ی فرزندش را با حوصله و علاقه پاسخگو بود.
همانگونه که در این فیلم مشاهده می‌کنیم، کریس نسبت به لیندا، وقت بیشتری با فرزندشان می‌گذراند و با او بیشتر ارتباط برقرار می‌کند.
این بخش از فیلم، قصد شکستن یک تابوی اجتماعی را دارد.
در واقع این که تمام تربیت فرزند با مادر است غلط است و امکان دارد پدر برای تربیت فرزند مناسب تر باشد.
کریس پسرش را با خود همراه میکرد، با دنیای انتزاعی بچه ها ارتباط برقرار می‌کرد و قوه ی تخیل پسرش را فعال می‌کرد.
که این نشان میدهد کریس هنوز با کودک درون خود ارتباط برقرار می‌کند و راه ارتباط با کودک را به خوبی می‌داند.
کریس
لیندا، همسر کریس بوده و بر خلاف کریس که شخصیتی توانمند با قدرت حل مسئله ی بالا و خودشکوفا است، بسیار نا امید، منفی و پرخاشگر است.
علارغم تلاش های کریس که می خواهد اوضاع را با ایجاد شادی و خنده در خانواده سازمان بدهد و همچنان امید داشته باشد، لیندا دائم کریس را تحقیر می کند.
او بر این باور است که کریس نمی تواند موفق شود.
کریس در تلاش بود تا عزت نفس خود را حفظ کند و نگذارد اعتماد بنفس و توانایی هایش زیر سوال روند.
چیزی که همسرش اغلب از او میگرفت.
لیندا، زنی که فشار های زندگی به شدت او را خسته کرده بود.
* در مقابل فشار هایی که در محیط وجود دارد، واکنش و مقابله ی افراد متفاوت است.
در زندگیه این زوج، فشار های اقتصادی، به روابط زناشویی و احساسی و حتی در مواقعی احترامی آن ها، آسیب زده بود.
شاید اگر همسر کریس، از صبوری بیشتری برخوردار بود، با حمایت عاطفی، ایجاد انگیزه و دادن روحیه، میتوانست بهترین دلیل برای جنگیدن کریس با سختی ها باشد.
ولی او بیش از حد نگران مسائل مادی زندگی بود و نسبت به کریس با سردی و تحقیر برخورد میکرد.
کریس
* در واقع این نکته ی مهمی است که ما با بازخورد ها و یا انتقاد های اطرافمان که دریافت میکنیم،  چه برخوردی میکنیم و آن هارا وسیله ی چه چیزی قرار میدهیم.
آیا این انتقاد ها و بازخورد ها، وسیله ی نا امیدی و بی انگیزگی و توجیهی برای شکست های فرد میشود، یا برعکس، دلیلی برای تلاش و کوشش مضاعف و طی کرد سریع مسیر پیشرفت فرد میشود.
کریس سعی میکرد با وجود تحقیر هایی که شاید آزارش میدادند و در پس ذهنش بودند، همیشه با اعتماد بنفس و محکم قدم بردارد.
حتی بدونه کفش و یا با لباس رنگی و بدونه پیراهن به شرکت برود، قضاوت و نگاه دیگران برایش مهم نباشد.
به دور از دروغ و فریبی، خودش را توضیح دهد و از شرایطش خجالت نکشد.
*** در نهایت میبینیم که انسان به هرشکلی، نتیجه ی تلاش و پشتکارش را دریافت میکند و حتی در این مسیر، تمام خوبی هایی که به دیگران میکند هم در نظر گرفته میشود و در مناسب ترین زمان، به او بازمیگردد.
در آخر، به راستی خوشبختی چیست؟
ممکن است به اندازه ی تک تک انسان ها، راه برای رسیدن به خوشبختی وجود داشته باشد و تعریف هر کدام از انسان ها از خوشبختی متفاوت باشد.
در‌ واقع خوشبختی می تواند حالتی باشد که فرد در آن احساس تنگنا نداشته باشد و همچنین آزادی انتخاب و عمل داشته باشد.
تحلیل گران: نوشین آقاخانی – فرزین فقیه – حورا دهدشتی زاده – فاطمه مجیری
مطالب مرتبط:
تحلیل روانشناختی فیلم جوکر
تحلیل روانشناختی فیم لئون حرفه ای
تحلیل روانشناختی فیلم قوی سیاه
تحلیل روانشناختی فیلم برادرم خسرو
با ما همراه باشید:
کانال تلگرام دکتر الهام مبلیان
اینستاگرام دکتر الهام مبلیان
رادیو باهم

مرکز مشاوره آنلاین خانم دکتر الهام مبلیان

 

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!