تحلیل روانشناختی انیمیشن فردیناند

2+

تحلیل روانشناختی انیمیشن فردیناند

رمان پیشنهادی مطالعه: ۱۰ دقیقه

درباره ی انیمیشن:

کارگردان:کارلوز سالدانیا

تهیه کننده: بروس اندرسون/ لوری فورت

نویسنده: ایان سوث وود

سال تولید:۲۰۱۷

محصول: آمریکا

این انیمیشن براساس کتاب داستان فردیناند ساخته شده است و نامزد جایزه اسکار بهترین انیمیشن در نودمین دوره جوایز اسکار بوده است.فردیناند

خلاصه داستان:

داستان در مورد زندگی گاوی است که متفاوت از سایر هم نوعانش فکر و رفتار می کند و راهی متفاوت را در پیش می گیرد…

تحلیل انیمیشن:

ابتدا به پیام هایی که می توانیم استخراج کنیم می پردازیم:

۱-نقش تربیت درست یا نادرست والدین، در شکل گیری شخصیت کودک نقش به سزایی دارد.

۲-در هر جامعه، افراد زیاد با ویژگی ها و رگه های شخصیتی متفاوت وجود دارد و هیچ کدام آن ها نبست به دیگری، برتری خاصی ندارند.

۳-پافشاری والدین، درمورد کودکشان که آنچه که خودشان می خواهند بشود، رخ دهد نه آنچه که کودک می خواهد، پر پرواز و خلاقیت آن ها را خواهند چید، با این که فکر می کنند دلسوز کودک هستند.

این که نگذاریم کودکمان به دنبال علاقه ی خودش برود و پافشاری کنیم که زندگی نزیسته ی مارا زندگی کند، می تواند بزرگترین خیانت به کودک باشد.

این همان اجبار هایی است که والدین، در قالب جملاتی مثل من صلاح تورو می خواهم، من بهتر از تو می دونم چی به چیه و… وجود دارد.

۴-تأثیر محیط در تصمیم گیری های ما و انتخاب راه زندگی نقش کاملاً کلیدی دارد.

۵-مهم ترین پیام شاید در این انیمیشن این باشد که ما متوجه شویم کاری که همه انجام می دهند و قبل ما هم پیشینیان انجام داده اند، می تواند درست نباشد و نیاز به تغییر وجود وجود داشته باشد.

در تحلیل این انیمیشن بیش از هر چیز دیگر، عنصر “مهربانی و عطوفت” به چشم میخورد.فردیناند

تحلیل شخصیت ها:

فردیناند:

فردیناند نماد مهربانی، از خودگذشتگی، عطوفت و دست نوازشگر بود.

همانگونه که در داستان فیلم نیز مشهود بود از فردیناند هم همچون گاوهای دیگر انتظار میرفت مبارزه طلب باشد ولی او رویه ای متفاوت با بقیه را از کودکی در خود پرورش داده بود.

فردیناند اعتقادی به تقلید از اطرافیان و دور و بر خود نداشت و همواره نقطه نظر و منطق شخصی خودش را داشت.

چه بسا گاهی این نقطه نظرات شخصی برایش دردسر ساز میشدند ولی او همواره ارزشهای خود را حفظ میکرد.

این نوع رفتار فردیناند درس بزرگ و پیام مهمی به همراه داشت:

اینکه همیشه نیاز نیست انسان پیرو جمع و نظرات همگان باشد؛ بلکه هر فردی باید برای خود “منطق شخصی” و طرز تفکر شخصی داشته باشد و همواره مهارت “تفکر نقادانه” را در خود پرورش دهد؛ با هر نظری موافق نبوده و مهارت تجزیه و تحلیل شرایط را داشته باشد.فردیناند

محیط زندگی فردیناند پر از آدمهای مغرور و خودپرستی بود که همواره بر سر قدرت و منافع شخصی با یکدیگر میجنگیدند ولی فردیناند “ارزشهای انسانی” و جایگاه مقدس ” انسانیت” را بر همه چیز مقدم میدانست.

این نکته در شخصیت فردیناند شاید نمایانگر حال و اوضاع این روزهای جامعه فعلی باشد؛ اینکه روز به روز ارزشهای انسانی زیرپای تجمل گرایی و مدپرستی کمرنگ شده و افراد بیشتر به سمت خودبینی و غرور روی میاورند.

*نکته دیگر مهارت “نه گفتن” و جراتمندی در فردیناند بود.

او با کارها و خواسته هایی که مطابق میل باطنی اش نبودند به راحتی مخالفت میکرد و شرایط موجود را برای رسیدن به خواسته اش تغییر میداد.

این شجاعت در تغییر شرایطی که باب میلش نبودند، به او اعتماد به نفس زیادی می داد.

*نکته حائز اهمیت دیگر نیز در شخصیت فردیناند، روحیه همکاری بود.

او هیچگونه خودخواهی در وجود خود نداشت و همواره عاشق خدمت به دیگران بود.

حتی گاهی به خاطر دیگران منافع خود را زیر پا میگذاشت.

والیانته :

او شخصیت و زندگی کاملا متضاد با فردیناند داشت.

او شخصی خودشیفته، خودمحور، پرخاشگر، دارای احساس حقارت، به شدت منفی نگر، متعصب و… بود.

پدر او بر خلاف پدر فردیناند، به فرزندش توجهی نداشت و او را تحقیر می کرد.

او هم مانند پدر فردیناند، می خواست که فرزندش راه او را ادامه دهد و مبارزه کند ولی با او به صورت منطقی رفتار نمی کرد.

پدر والیانته را می توان نماد یک والد مستبد و کنترلگر دانست که توجه و احترامی برای فرزندش قائل نیست ولی کنترلش روی او زیاد است.

والیانته خشم خود از پدر را بر سر فردیناند خالی می کرد مثل سکانسی که پدر والیانته، او را تحقیر کرد و والیانته گل میخک فردیناند را زیر پا له کرد و این عمل، همان مکانیسم دفاعی جابجایی است.

همچنین برای او احساس حقارت، تبدیل به عقده ی حقارت شده بود که برای جبران آن، دست به سلطه گری، تحقیر و یا انتقام از دیگران زده بود.فردیناند

گوآپو –گاو دورنگه(مشکی_صورتی) :

او نسبت به گاوباز، حتی به اسم گاو باز شرطی شده بود.

احتمالا در کودکی اتفاقی از جانب گاوباز برای او افتاده یا در مقابل چشمانش اتفاق ناگواری از سمت آن افتاده که حالا اسم گاو باز هم که می آید او دچار حالت تهوع میشود.

بونز، گواپو و اگنس، می توان آن ها را حد وسط بین فردیناند و والیانته قرار داد.

آن ها به دلیل تحقیر هایی که از سمت والیانته دریافت می کردند، اعتماد به نفسشان پایین آمده بود.

اسب ها:

اسب ها در این انیمیشن نماد غرور و خودشیفتگی هستند.

آنها با اتکا تنها به ظاهر خود، به خود این اجازه را می دادند که دیگران را مسخره کنند و خانه ی حقیر خود را بی خبر از محیط زیبای خارج در نظر دیگران بزرگ جلوه دهند.

گاوباز:

گاو بازی شخصیتی خودشیفته و نمایشی  دارد.

او به تنها به فکر منافع و به خصوص ظاهر خود بود.

در سکانسی شاهد جابه جایی نقش گاو باز و فردیناند بودیم، گویی گاوباز هیچ چیزی را مهم تر از پیروزی نمی دید و خویی حیوانی بر او غالب شده بود.فردیناند

این انیمیشن سعی بر این دارد که نشان بدهد، هر موجودی هم خوی بد و هم خوی خوب در درون خود دارد ولیبسته به این که کدام را پرورش دهیم این خوی بزرگ و بزرگ تر میشود و تمام وجود ما را فرا می گیرد.

چه بهتر که هر دو بعد را درون خود تقویت کنیم.

برای مثال والیانته خوی بد را از ابتدا درون خود پرورش داده بوده، البته که شرایط نیز ایجاب کرده، در قسمتی میبینیم که رفتار پدر والیانته اصلا با او خوب نیست و پدر او فقط و فقط به مبارزه فکر میکند.

درصورتی که رفتار پدر فردیناند بسیار صمیمی و محبت آمیز است و درعین حال که به مبارزه فکر میکند به افکار فرزندش نیز احترام میگذارد و او را به دست سرنوشت میسپارد.

والیانته در انتهای داستان خوی خوب خود را نشان میدهد.

پس این نشان میدهد آن کسی که همیشه بد است، خوی خوب هم دارد و این مسئله نباید باعث قضاوت ما نسبت به او شود.
و یا حتی خود فردیناند.

در انتهای داستان وقتی که گاوباز او را اذیت میکند، او برا دفاع از خود خوی بد را به کار میگیرد.

بعضاً پیشرفت را معطوف به زیبایی خود میدانند، یعنی باید زیبا باشی تا به موفقیت برسی، نباید به زیبایی تو لطمه ای بخورد وگرنه تو دیگر هیچ چیز از خود نخواهی داشت.

این دقیقا برای والیانته صدق میکند.

او وقتی شاخش شکست دیگر نتوانست ادامه دهد.

نتوانست خود را به گاوباز ثابت کند و به افسردگی کوتاه مدت دچار شد.

فردیناند جمله ای قشنگ به والیانته گفت :یعنی ارزش تو به شاخته؟

این یعنی اینکه ارزش از شخص بیش از ظاهر او می تواند باشد.

در این انیمیشن واضحاً می توانیم نقش باور ها و عقایدی را که از پیشینیان و محیط در وجود هر کدام از ما نهادینه می شوند را ببینیم.

این باور ها و عقاید می توانند ما را محدود کنند و راه هرگونه پیشرفت و تغییری را بر ما ببندند.

در این انیمیشن باورهای غلط بر اساس انگیزه ی بقا که در واقع مهم ترین انگیزه در طول زندگی است پایه ریزی شده بود.

سخن آخر:
همیشه راهی برای تغییر وجود دارد.

هم رنگ جماعت شدن خیلی اوقات می تواند به تباهی منجر شود.

فیلم ها و انیمیشن هایی که تاکنون تحلیل روانشناسی شده اند:

انیمیشن inside out

انیمیشن coco

فیلم oldboy

فیلم her

فیلم gone girl

فیلم prisoners

فیلم joker

فیلم green book

فیلم در جستجوی خوشبختی

فیلم the experiment

فیلم force mejeure

فیلم psycho

فیلم رستگاری در شاوشنگ

فیلم red sparrow

فیلم marriage story

فیلم shutter island

فیلم black swan

فیلم seven

فیلم leon

فیلم لاک قرمز

فیلم زیر سقف دودی

فیلم زندگی خصوصی

فیلم کفشهایم کو

فیلم متری شیش و نیم

فیلم آینه های روبرو

فیلم اسرافیل

فیلم نبات
همراه ما باشید:

آدرس اینستاگرام دکتر الهام مبلیان

آدرس کانال تلگرام باهم

آدرس اینستاگرام رادیو باهم

روانشناسی آسان وبلاگ شخصی مریم امینی تهرانی

پایگاه سلامت روان وبلاگ شخصی فرزین فقیه

روانشناسی سرگرمی وبلاگ شخصی حورا دهدشتی

تحلیلگران:

فرزین فقیه

حورا دهدشتی 

مریم امینی تهرانی 

فاطمه مجیری

16

دانشجوی کارشناسی روانشناسی

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!