با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 46

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 46
6+

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 46

زمان پیشنهادی مطالعه مقاله ؟3 دقیقه

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

 

 

 

 

 

 

 

حال و هوای عاشقی غریزی است.

حال و هوای عاشقی ارادی نیست و به راحتی ممکن است بین هر مرد و زنی ایجاد شود.

ممکن است شعله ور شود یا خاموش شود، اما هر آنچه که هست با تصمیم آگاهانه به وجود نمی آید.

عمر کوتاهی دارد (معمولا دو سال یا کمتر).

حال و هوای عاشقی به طور موقتی نیاز احساسی فرد به عشق را برآورده می کند.

به ما این احساس را  که کسی هست که به ما اهمیت بدهد، ما را تحسین کند و قدر ما را بداند.

با این فکر که از نظر طرف مقابل بهترین هستیم و حاضر است وقت و انرژی اش را منحصرا صرف ما کند، احساسات ما تشدید می شود.

هر چقدر هم که طول بکشد برای یک مدت کوتاه نیاز احساسی ما به عشق تأمین می شود.

مخزن عشق ما پر می شود و می توانیم با دنیا بجنگیم.

هیچ چیزی غیرممکن نیست.

برای خیلی از افراد هم این اولین باری است که با مخزن عشق پر، زندگی کرده اند و برایشان خیلی رضایت بخش است.

بعد از اینکه از این حال و هوا خارج شدیم و به دنیای واقعی برگشتیم،

اگر همسرمان عشق ورزیدن به زبان ما را بلد باشد، نیاز ما به عشق همچنان تأمین خواهد شد.

اگر نتواند به زبان عشق ما صحبت کند، مخزن عشق ما به آرامی خالی خواهد شد و دیگر عشق او نسبت به خودمان را حس نخواهیم کرد.

برآروده کردن نیاز احساسی همسر قطعا یک تصمیم است.

اگر زبان عشق او را یاد بگیریم و خیلی اوقات به زبان او صحبت کنیم، او عشق را حس خواهد کرد.

در این صورت وقتی از حال و هوای عاشقی خارج شود، دلش به راحتی برای آن زمان تنگ نخواهد شد، چون همچنان مخزن عشقش پر است.

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 46

اما اگر زبان اصلی عشق او را یاد نگیرم وقتی از آن حال و هوای عاشقی خارج شود:

میل طبیعی او به برآروده شدن نیازهای احساسی اش مجددأ زنده خواهد شد.

بعد از اینکه سالها با مخزن عشق خالی زندگی کند، احتمالا عاشق فرد دیگری می شود و این چرخه مجددا تکرار خواهد شد.

برآورده کردن نیاز همسرم به عشق تصمیمی است که هر روز می گیرم.

اگر زبان عشق او را بدانم و تصمیم بگیرم که به آن زبان صحبت کنم، عمیق ترین نیازهای احساسی او برآورده خواهند شد.

اگر او هم همین کار را برای من انجام دهد، نیازهای احساسی من هم برآورده خواهد شد و هر دوی ما با مخزن عشق پر زندگی خواهیم کرد.

وقتی که رضایت احساسی وجود داشته باشد:

هر دوی ما انرژی های خلاقانه مان را صرف امور خارج از زندگی مشترک می کنیم و همچنین زندگی مشترک عالی و رو به رشدمان را ادامه می دهیم.

همه اینها در ذهنم بود، به چهره بی روح برنت نگاه کردم و نمی دانستم که می توانم به او کمک کنم یا نه.

دلم می گفت احتمالا او حالا درگیر عشق فرد دیگری شده است.

نمی دانستم در اوایل آن حال و هوای عاشقی است یا در اوج.

تعداد کمی از مردهایی که از مخزن خالی عشق رنج می برند زندگی مشترکشان را ترک می کنند.

برنت صادق بود و اعتراف کرد که چند ماه است عاشق فرد دیگری شده است.

او به این امید وارد رابطه با فرد دیگری شده بود که با بهتر شدن حالش، مشکلاتش با همسرش حل خواهد شد.

اما اوضاع در خانه بدتر شده بود و عشقش به آن زن افزایش یافته بود.

او زندگی بدون معشوق جدیدش را نمی توانست تصور کند.

من با برنت که در وضعیت دشواری گیر کرده بود همدردی کردم.

او واقعا نمی خواست همسر و بچه هایش را اذیت کند، اما همزمان حس می کرد که لیاقت یک زندگی شاد را دارد.

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 46
من به او آمار را گفتم:
نرخ طلاق در ازدواجهای دوم بیشتر است.
او از شنیدن این حرف تعجب کرد اما مطمئن بود که با دیگران فرق دارد.

برای او از آثار منفی طلاق روی بچه ها گفتم، اما او خودش را قانع کرده بود که همچنان یک پدر خوب باقی خواهد ماند.

من برای برنت تفاوت بین حال و هوای عاشقی و نیاز احساسی عمیق به مورد عشق واقع شدن را توضیح دادم.

پنج زبان عشق را برایش توضیح دادم و از او خواستم برای نجات زندگی اش تلاش مجدد کند.

البته می دانستم توضیحات منطقی و عقلانی من در مقایسه با حال و هوای عاشقی او، مثل این بود که با یک تفنگ اسباب بازی به جنگ یک تفنگ واقعی بروم.

به خاطر نگرانی ام تشکر کرد و از من خواست هر کاری می توانم برای کمک به بکی انجام دهم.

به من اطمینان داد که دیگر هیچ امیدی به آن زندگی مشترک ندارد.

یک ماه بعد برنت به من زنگ زد. گفت می خواهد دوباره با من صحبت کند.

این بار وقتی وارد دفترم شد از چهره اش مشخص بود که به هم ریخته است.

مرد آرام و خونسردی که قبلا دیده بودم نبود.

حال و هوای عاشقی معشوقه اش کم شده بود و شروع به دیدن چیزهایی در برنت کرده بود که دوست نداشت.

معشوق برنت خودش را از رابطه عقب کشیده بود و برنت به هم ریخته بود.

وقتی به من می گفت چقدر آن زن برایش ارزش داشته و اینکه توسط او پس زده شود چقدر برایش سخت است، گریه می کرد.

حدود یک ساعت به حرفهای او گوش دادم. با او همدردی کردم و به او گفتم حال الان او غم طبیعی از دست دادن است و این غم یک شبه از بین نمی رود.

به او گفتم این اتفاق اجتناب ناپذیر است و در هر صورت این وضعیت سراغش می آمد.

موقتی بودن حال و هوای عاشقی را به او یادآوری کردم .

به او گفتم همه ما دیر یا زود از آن حال و هوا خارج می شویم و به دنیای واقعی بر می گردیم.

این اتفاق برای بعضی ها قبل از شروع زندگی مشترک می افتد.

برای بعضی دیگر بعد از شروع آن.

او هم موافق بود که اگر این اتفاق قبل از ازدواج بیفتد بهتر است.

به او گفتم بهتر است این بحران را به چشم فرصتی ببینید که باعث شد او و همسرش نزد مشاور بروند.

به او یادآوری کردم که عشق احساسی واقعی و پایدار یک تصمیم است

اگر او و همسرش یاد بگیرند به زبان عشق یکدیگر صحبت کنند می توانند آن عشق را در زندگیشان احیا کنند.

او با مشاوره موافقت کرد و نه ماه بعد بکی و برنت زندگی جدیدی را شروع کردند.

وقتی بعد از سه سال برنت را دیدم، گفت زندگی عالی دارد و از اینکه به او در آن زمان مهم زندگی اش کمک کرده بودم تشکر کرد.

او به من گفت غم از دست دادن معشوقه اش دو سال است که از بین رفته، مخزن عشقش تا به حال اینقدر پر نبوده و الان بکی شادترین زنی است که در تمام عمرش دیده.

خوشبختانه برنت از چیزی که من آن را «عدم تعادل در عاشق شدن» می نامم، سود برد.
منظورم از عدم تعادل در عاشق شدن این است که:
دو نفر با هم در یک روز عاشق نشده و تقریبا هیچ وقت هم همزمان از آن حال و هوا خارج نمی شوند.

معشوق برنت در زمان مناسبی از این حال و هوا خارج شد…

 

 

 

 

 

منبع: 5 زبان عشق از گری چاپمن

 

لینکهای مرتبط : 

با ازدواج چه بر سر عشق می آید؟ 1

اهمیت ملاک زیبایی در ازدواج
عشق کارآمد
انواع عشق کدامند؟
هنر عشق ورزی من و تو

عشق سمی 1

خون آشام های آشنا_بخش اول

عشقتونو ببوسین!

کل کل های زن و شوهری

 

همراه ما باشید…
کانال تلگرام خانم دکتر الهام مبلیان
آدرس اینستاگرام خانم دکتر الهام مبلیان
رادیو باهم
زندگی رویایی وبلاگ شخصی حوری دیانی

 

گردآورنده : حوری دیانی

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!