انتخاب سرنوشت ساز من_بخش چهاردهم

انتخاب سرنوشت ساز من مرکز مشاوره آنلاین خانم دکتر الهام مبلیان
11+

انتخاب سرنوشت ساز من_بخش چهاردهم

زمان پیشنهادی مطالعه مقاله: 8 دقیقه

فرزندان

تئوری انتخاب، خانواده ها و پرورش کودکان:

بدرفتاری با کودکان، طرد آنان و سهل انگاری در امورشان که بسیار شایع است دلیل اصلی ناشادی خانواده نیست.

قسمت عمده ناشادی خانواده ناشی از کوشش والدین در وادار ساختن کودکان به کاری است که ؛

مایل به انجام آن نیستند حتی اگر نیتشان خیر باشد.

کودکان و به خصوص کودکان بزرگتر در جستجوی آزادی در برابر کوشش های والدین خود مقاومت می کنند.

مدتها بعد هم معمولاً هم این تعارض پیش می آید.

هنگامی که کودکان بزرگتر می کوشند؛ والدینشان را وادار به کاری کنند که آن ها دوست ندارند؛

مثل رانندگی نکردن، زندگی با یکی از فرزندان، یا به جایی رفتن که مراقبت از آنان ممکن باشد.

آنچه این کوششها را آن قدر مصیبت بارتر از تعارضات ازدواج یا غیر ازدواج می کند؛

این است که والدین و فرزندان برای همیشه در عوالم مطلوب به یکدیگر حضور دارند.

من هیچ پاسخی برای این مطلب ندارم که با والدین سالمند چه باید کرد؛

و شاید هیچ پاسخی مشخص هم برای این مسئله وجود نداشته باشد؛

اما هرچه والدین مسن تر و فرزندانشان تا زمانی که قادر به مراقبت از خود هستند با هم سازگاری مطلوبی داشته باشند این مشکل دیرتر پیش می آید.

تئوری انتخاب

برخی از والدین کودکان دبستانی می گویند:

“آیا باید از مسئولیت والدینی خود بگذریم؟

آیا باید بگذاریم هر کاری که دوست دارد انجام دهد؟”

البته که پاسخ منفی است.

وقتی که با کودکان سر و کار داریم باید از محدودیت‌های خود باخبر باشیم؛

و تا حدی که می‌توانیم در این حدود عمل نماییم.

آنچه که افراد گوناگون به خصوص والدین را می آزارد، این است که تئوری انتخاب، که می‌گوید؛

فقط قادر به کنترل رفتار خود هستیم؛ ما را در محدود ساختن کودکان و هر کس دیگر محدود می کند.

برای افراد گوناگون به خصوص والدین_ بسیار سخت است؛ که بپذیرند هنگام عدم رضایت از چگونگی رفتار فرزندان چه میزان در آنچه می توانند انجام دهند، محدودند.

اقدامات افراطی، مثل زندانی کردن یک کودک غیر قابل کنترل؛

هیچ چیز دیگری وجود ندارد که روانشناسی کنترل بیرونی بتوانند برای این مشکل عرضه نمایند.

از آنجا که تنها روانشناسی موجود هم این روانشناسی است؛

عجیب نیست که بسیاری از مشکلات غیرقابل حل به نظر می رسند.

تعداد کمی از افراد آماده پذیرش این موضوع هستند که کوشش های ما در کنترل است؛

و تنها عامل کنترل نسبی ما با فرزندان، یعنی ارتباط را تخریب می‌کند.

اصل مطلب تئوری انتخاب در پرورش کودک این است؛ اگر بخواهیم که فرزندان در طول رشد، شاد، موفق و نزدیک به شما باشند؛ 

هیچ کاری با فرزندانتان نکنید که فاصله تان را با آنها افزایش یابد.

برای کسانی که دیگران را کنترل می کنند غیر ممکن است که این اصل اصیل را بپذیرد؛

زیرا به این معنا است که از انتقاد، تهدید، شکوه و شکایت یا رشوه در مورد نزدیکان از جمله فرزندانشان، بگذرند.

در واقع این اصل اساسی بسیار فراتر از فرزندان صادق است.

در تمام روابط صادق است و هسته آغازین استفاده از تئوری انتخاب در زندگی است.

هیچ کاری را که سبب دوری شما از دیگران شود انجام ندهید؛

شاید دلتان راضی نشود اما هر چه کمتر در جهت کنترل دیگری عمل کنید، بهتر است.

در اینجا، پیشگیری که به معنای حفظ و ادامه یک ارتباط ضعیف است؛

می تواند بهتر از هر چیزی باشد که میتواند انجام دهید.

پرورش فرزند بر مبنای تئوری انتخاب:

فرزندپروری 

با استفاده از تئوری انتخاب با کودکان، می توانید رفتار پدربزرگ ها و مادربزرگ ها را با نوه ها مورد توجه قرار دهید.

تئوری انتخاب وقتی موثر است که برای پیشگیری از مسائل به کار رود تا حل آن.

اگر به خوبی به زندگی افرادی که می دانید مشکل ارتباطی درازمدتی دارند توجه کنید؛

یا زندگی خودتان را مورد دقت قرار دهید خواهید دید که؛

تعداد کمی از ما می توانیم راه حل هایی برای این مسائل بیابیم.

بزرگترین نگرانی بیشتر والدین در آینده فرزندانشان است.

آنچه که به همان اندازه اهمیت دارد این است که آیا آنها دوست دارند با ما وقت صرف کنند یا ما دوست داریم با آنها زندگی کنیم؟

اگر آنها شاد باشند و بودن با ما را ترجیح دهند، به عنوان والدین ما خوشحال خواهیم بود.

بسیاری از ما می کوشیم برای آنچه که فکر میکنیم برای فرزندانمان خوب است به کارهایشان پاداش دهیم و برای آنچه بد است آنان را تنبیه کنیم.

تنبیه کردن

می توانیم تا حد تخریب ارتباط خود با آنان پیش رویم؛

یا آن که در رساندنشان به جایی که خودمان میخواستیم توفیق یابیم.

حتی اگر فرزندان ما موفق شوند و کاری کنند که ما درست میدانیم، ممکن است در جریان وادار ساختن آنها در مسیر رغبت های ما، صمیمیت لازم را با آنها از دست بدهیم.

خلاقیت مرکز هرگونه رابطه مطلوب است.

کارهایی بکنید که غیر منتظره باشد.

با بچه های خیلی کوچک که سر و صدای زیاد راه می‌اندازند، من تظاهر به گریه کردن می کنم؛

آنها آنقدر تعجب می کنند که شروع به خنده می کنند.؛

و می آیند تا مرا دلداری دهند و من هم از آنها تشکر می‌کنم.

از اینکه من را دلداری می دهند ابراز خوشحالی میکنم.

خیلی وقتها آنچه را که می خواستند انجام دهند فراموش می کنند و من هم یادشان نمی آورم.

بعضی اوقات که میخواهند شروع به گریه کنند کمی تئوری انتخاب به آنها می آموزند؛

می‌گویم میتونی حالا یا کمی بعد گریه کنی. انتخاب کن؟

آنها می آموزند که گریه و ناله یک انتخاب است انتخاب خوبی هم نیست.

این مسئله آنها را به فکر وا می دارد که می‌توانند گریه نکنند وقتی بخواهند.

نیازها و دنیای مطلوب باید اول مطرح شود و بعد رفتار کلی.

ادامه دارد….

 

 

منبع:

خودت را تباه نکن مرکز مشاوره آنلاین خانم دکتر الهام مبلیان

نویسنده: ویلیام گلاسر

مترجم: نورالدین رحمانیان

 

 

مطالب مرتبط:

انتخاب سرنوشت ساز من

خودت را تباه نکن

غلبه بر تنبلی

تاثیر اختلافات زناشویی در کودکان

اهمیت بازی کردن با کودکان

مسئولیت پذیری در کودکان

خون اشام های اشنا

 

 

همراه ما باشید:

آدرس کانال تلگرام خانم دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام خانم دکتر الهام مبلیان

اینستاگرام نوشین عسگری زاده

رادیو باهم

 

گرداورنده: نوشین عسگری زاده

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

 

 

 

38

دانشجوی کارشناسی روان‌شناسی

نظرات

  • Admin bar avatar
    صبا فدایی
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۷

    ممنون از مقاله ی خوبتون.

    2+
    • Admin bar avatar
      نوشین عسگری زاده
      ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

      مرسی از وقتی که گذاشتید

      1+
  • Admin bar avatar
    مهناز مرادیان نژاد
    ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

    عالی بود
    موفق باشید

    0
    • Admin bar avatar
      نوشین عسگری زاده
      ۱۳۹۹-۰۱-۱۸

      ممنون از شما که مطالعه کردید.

      1+
  • معصومه شریفیان
    ۱۳۹۹-۰۱-۲۱

    عالی خسته نباشید👋

    1+
    • Admin bar avatar
      نوشین عسگری زاده
      ۱۳۹۹-۰۱-۲۱

      ممنون از همراهی شما😊🙏

      1+

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!