انتخاب سرنوشت ساز من_بخش ششم

14+

انتخاب  سرنوشت ساز من_بخش ششم

زمان پیشنهادی مطالعه مقاله: 8 دقیقه

خشم

خشم خود را مهار کنیم:

وقتی که کنترل کافی بر رفتار خود نداشته باشیم بسیاری فورا راجع به رفتار کلی می‌اندیشیم که با آن به دنیا امدیم: یعنی ابراز خشم.

خشم در ژن ماست تا به ادامه حیات ما کمک کند.

از زمان شیرخوارگی هر وقت قادر به ارضای تصویر عمده‌ای در عوالم مطلوب خود نبودیم از آن استفاده کرده ایم یا به فکر استفاده از آن بودیم.

اما چند سالی که بگذرد می آموزیم خشمگین شدن معمولا انتخاب موثری نیست.

این حالت و عمل کمتر ما را به مطلوبمان می رساند و این مطلب به خصوص هنگامی صادق است که طرف مقابل ما یک بزرگسال خشمگین باشد.

وقتی که کج خلقی کنیم و پدر و مادرمان آنقدر هوشیار باشند که به آن توجه نکنند، در میابیم که کج خلقی سودی ندارد .

این خشم چیزی عاید مان نمی کند، نیروی زیادی از آن می گیرد و بسیاری به بار می آورد.

اگر این حالت زیاد طول بکشد، می آموزیم که اوضاع بدتر می‌شود و ممکن است ما تنبیه یا طرد شویم که هیچ کدام مطلوب ما نیست.

طرد شدن

 

وقتی شدیدا افسرده اید، آنچه بیش از همه از آن باخبرید احساس مصیبت ان است.

احساسی که فکر، عمل و حتی فیزیولوژی شما را تحت تاثیر قرار می‌دهد و همه چیز را کنترل میکند.

منع خشم نیروی بسیار می‌گیرد و این است دلیل اینکه آنقدر احساس خستگی می آورد.

حال وقتی که افسرده اید برای هر کار دیگر نیرویی کمی دارید.

اگر به سرعت و با قوت افسرده نشویم در جامعه یا ازدواج دوام نمی آوریم.

افسردن از خشونت های عمده در ازدواج و خانوادگی جلوگیری می‌کند.

اگر اکثریت ما هنگام ناکامی به افسردگی نمی‌رسیدیم خیابان‌ها و خانه‌های ما به میدان جنگ تبدیل  می شدند.

کشتار و ایجاد نقص عضو که تقریباً هر روز در تلویزیون شاهد آنیم نمونه‌های خوبی از آنچه در صورت

انتخاب خشم و خشونت اتفاق می افتد.

اگر برخی از آنان افسردگی میافتند، ما و آنها هر دو راحت تر بودیم.

اغلب ما می‌دانیم که چگونه افسرده شویم و خوب هم می‌دانیم برخی از ما زندگیمان را صرف این

رفتار می‌کنیم؛ و باید تحت مراقبت قرار گیرد .

آنان که چنین می کنند آنقدر تحت تاثیر این انتخاب از تحریک می افتند که این انتخاب نمی تواند عمل

کنند؛ اما همچنان این یک انتخاب است.

اگر آنان دریابند انتخاب دیگری دارند که کنترلی موثر تر بر زندگی شان می دهد.

از انتخاب افسردگی دست برمی دارند.

خودکشی، رفتار کلیه دیگری است ؛

که افراد هنگام ناامیدی از کنترل موثر در زندگی خود به آن دست میزنند.

اگر فردی بسیار افسرده، ناگهان از افسردگی دست بردارد و دلیل کافی برای از دست برداشتن نداشته باشد؛

افسردگی

و زندگی او همچنان تحت کنترل موثر نباشد، کاملاً ممکن است تصمیم به خودکشی گرفته باشد.

این تصمیم راهی برای خروج از حالت مصیبت برای او به حساب می‌آید؛

در یک معنا این اندیشه به او القا کرده است که راهی برای پایان به این همه رنج پیدا شده است.

افسردگی راهی برای کمک خواستن بدون التماس و گدایی است.

این راه قویترین اطلاعات را برای کمک خواستن به دیگری می دهد؛ و چون بسیار قوی است.

بیشتر افراد در کوشش برای کنترل دیگران با وجود رنج زیاد، آن را انتخاب میکنند.

نقش رنج این است که کمک خواستن مشروعیت می‌یابد.

اگر فقط کمک بخواهیم یا وارد به کمک شویم بی انکه نشانه رنجی باشد.

ممکن است دیگران ما را در مراقبت از خودمان نالایق یا ناتوان بدانند و ما دوست نداریم این گونه تلقی شویم.

برای اکثریت ما رنج آور است که نالایقمان بدانند؛

خلاف نیاز ما به قدرت است و بسیار شبیه گدایی تلقی می شود؛

 و در جمع، خلاف از عزت نفس ماست.

اما در بسیاری موارد کاملاً مشتاق انتخاب افسردن هستیم؛

 که راهی برای کمک گرفتن که در صوت دیگر امکان دریافت آن نیست.

بیشتر اوقات ما از افسردن به عنوان بهانه‌ای برای انجام کاری استفاده می‌کنیم؛

که نمی‌خواهیم انجام دهیم یا می ترسیم آن را انجام دهیم .

وقتی کسی القا می‌کند آنچه را که می کوشیم از آن اجتناب نماییم، انجام دهیم؛

معمولاً موافقت نموده می‌گوییم: به نظر من درست می‌گویید، اما آشفته تر از آنم که انجامش دهم؛

و مثلاً شرکت شما افرادش را تقلیل می دهد و شما شغل خوبی را از دست می دهید؛

بی انکه تقصیر داشته باشیم.

برای من تعریف می‌کنید چه شده و چقدر افسرده اید.

می کوشیم به افسردن شما توجه نکنم در عوض میگویم:

می‌دانم که سخت است اما همین طور نشین؛ از سوابق شغلی ات استفاده کن.

اما شما برای افزودن خود دلیل خوبی دارید.

شما کنار گذاشته شده و احساس درماندگی و طرد دارید با این که تقصیری متوجه تان نبوده است.

شما از یک طرد دیگر هم می ترسید؛

از رویارویی با این واقعیت که ممکن چند شغل مناسب سن و تجربه شما در دسترس نباشد.

در عین اینکه افسردن رنج‌آور است از جستجو برای شغل تازه و طرد دوباره، آسانتر است.

پس از مطالعه  این مطالب ممکن است بگویید شما شاید حق با شما باشد؛

اما به نظر من با این همه احوال، انتخاب مصیبت درست به نظر نمی آید.

برای آزمایش ادعای من که افسردن یک انتخاب است خود را وادار کنید حتی برای یک ساعت هم که شده انتخاب دیگری داشته باشید.

انتخاب سرنوشت ساز

 یک کار جسمانی انجام دهید که معمولا تحت شرایط گوناگون به آسانی انجام می‌شود و از آن لذت ببرید؛

مثل یک پیاده روی سریع یا دویدن کوتاه مدت و اگر همراه با دوستی باشد که زیاد احساساتی نیست

چه بهتره.

وقتی پیاده روی می کنید یا میدوید، مخصوصاً وقتی که دوستی هم با شما باشد متوجه می شوید که افسرده نیستید.

مدتی کوتاه راجع به رابطه نامطبوع فکر نمی‌کنید و حالتان بسیار بهتر است؛

اما همین که کارتان تمام شد، مایلید به فکر خود و به رابطه هایی برگردید؛

که نامطلوب بوده و به این شکل است که احساس منفی بر می گردد.

برای افسردن مجبورید راجع به افکار منفی بی اندیشید؛

که لااقل یکی از سه دلیل افسردن را تداوم می بخشد.

برای توقف تفکر راجع به این افکار شاید باید آنچه را که در این کتاب پیشنهاد کردم انجام دهید.

آنچه را که می خواهید یا آنچه را که انجام می دهید، تغییر دهید. 

 

منبع:

انتخاب سرنوشت ساز من

نویسنده:ویلیام گلاسر

مترجم:نورالدین رحمانیان

 

مطالب مرتبط:

انتخاب سرنوشت ساز من

غلبه بر تنبلی

خون اشام های اشنا

خودتو دوست داشته باش!

مهارت جرات مندی

از دایره راحتیت خارج شو!

 

همراه ما باشید:

آدرس کانال تلگرام خانم دکتر الهام مبلیان

آدرس اینستاگرام خانم دکتر الهام مبلیان

رادیو باهم

 

گرداورنده:نوشین عسگری زاده

مرکز مشاوره آنلاین دکتر الهام مبلیان

 

 

دانشجوی کارشناسی روان‌شناسی

دیدگاهتان را بنویسید

error: هشدار: محتوا محافظت می شود !!